تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سه سال در دربار ايران ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
است كه به شكل ابر دورادور آن را مىگيرد و اين قلهء عظيم را در زير خود مستور و مخفى مىنمايد . دو روز در اين درهء مخوف تنگ و پرپيچ‌وخم مانديم و از حدت حرارت كه در سايه 30 درجه بود و نداشتن هواى آزاد بسيار در عذاب بوديم و از اينها بدتر به هر طرف كه قدم مىزديم مار جلوى چشم ما نمودار مىگرديد و همين امروز كه 24 ذى القعده است نوكر من يكى از آنها را كه داخل چادر شده بود گرفت . اين مارها از اين افعىهاى شاخدارى نيست كه من در الجزاير و قره‌طاغ ديده بودم ولى شباهت بين آنها زياد است چه اين مارها هم به همان كوچكى و كوتاهى و تيره‌رنگى هستند و سرشان نيز مانند سر آن افعىها مثلثى شكل است . دست يك نفر قاطرچى و چند رأس از حيوانات را هم همين شب گذشته مار گزيده است .

13 ژوئيه - 25 ذى القعده

امروز از راه ديگرى كه شمالىتر و قدرى از راه پريروزى بهتر بود به جلگهء لار برگشتيم و در چهل‌چشمه نزديك مصب سياه‌پلاس‌رود تقريبا دو كيلومترى اردوگاه سابق اردو زديم .

14 ژوئيه - 25 ذى القعده

امروز روز عيد ملى ماست ، ديشب هوا فوق العاده سرد بود و ساعت سه صبح ميزان الحراره نه درجه را نشان مىداد ، همهء ما در زير پوستين كه لبادهء بلندى است از پوست گوسفند و آسترى پشمى دارد خوابيده بوديم . پوستين براى اين قبيل ارتفاعات از لوازم است . هر كه را مىديديم از سردرد مىناليد و علت آن تنها باد و بىخوابى نبود بلكه نباتات اين حدود كه عطرى تند و زننده دارند اين سردرد را توليد كرده . اثر بوته‌هاى مرزه و هميشه‌بهار از زير فرش چادرها كه به عجله ديشب براى حفظ خود از باد برپا داشتيم نمودار و باعث زحمت است . دورادور ما نباتات مناطق پرآب با برگ‌هاى پهن به قدرى زياد و عطر آنها به اندازه‌اى زننده است كه ما را به عذاب آورده . با وجود اين مصائب باز