تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سه سال در دربار ايران ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
خيابان الماسيه كه داخل ارگ مىشود و خيابان ناصريه يا خيابان شمس العماره يعنى دو خيابان جنوبى ميدان توپخانه راه وصول به محلات قديمى شهرند و در اين محلات جز ايرانى كسى ديگر ساكن نيست . كوچه‌ها و محلات تنگ و پر پيچ‌وخم است و جمعيتى كه چندان پاك و پاكيزه هم نيستند در هر قدم در رفت و آمدند . كثافت آنها بىنهايت است مخصوصا پايين بازار و در كوچه‌هايى كه راه ميدان قاپوق و مدان مال‌فروش‌ها و محلهء يهودىهاست ممكن نيست كه انسان از آنها بگذرد و دائم با بوى عفونت لاشهء مردار همراه نباشد . محلهء بازار در جنوب و جنوب شرقى ارگ است و اختصاص آن به كوچه‌هاى طاقدارى است كه جابه‌جا سقف آنها را براى جريان هوا و رسيدن نور سوراخ كرده‌اند . وجود اين طاق‌ها عابرين و كسبه را در تابستان از شدت آفتاب و در زمستان از برف و باران محفوظ مىدارد . تمام ايام سال و در هر ساعت از روز صبح تا غروب اين بازارها پر از جمعيت است . با اين حال شترها و قاطرهايى كه بار دارند از آن‌جا مىگذرند . در بازار بزرگ در خيابان جبه‌خانه واقع است و جلوى آن ميدان كوچكى است كه به آن سبزه ميدان مىگويند . اگر فرنگى ناشناسى بخواهد وارد بازار شود و بلدى همراه نداشته باشد در پيچ‌وخم‌هاى بازار گم مىشود نه به اين جهت كه نتواند در اين دالان‌هاى عريض و طويل كه غالبا امتداد مستقيم دارند راه بازگشت خود را نشان بگذارد بلكه چون جمعيت و چهار بازار و كوچه‌هاى بن‌بست در آن زياد است شخص غريب در آن‌جا سرگردان مىماند . مثلا نزديك مسجد شاه بازار بزرگى است كه پس از مقدارى امتداد به سمت جنوب متوجه مشرق مىشود و بعد از آن‌كه دو ثلث آن طى شد بازار ديگرى از آن منشعب مىگردد كه متوجه شمال است و تا خيابان چراغ‌گاز امتداد مىيابد به شكلى كه خانهء امين الدوله طرف دست راست و سفارت روس طرف دست چپ آن واقع مىشود و در هر قدم از آن كوچه‌هاى تنگى قرار دارد كه از آنها نيز كوچه‌هاى ديگرى متفرع مىگردد و انتهاى آنها يك ميدان يا كاروانسرايى است كه در آنها چند درخت كاشته و بارهاى تجارتى را روىهم انبار كرده‌اند . همين كيفيت است كه شخص غريب را در بازارهاى طهران سرگردان مىكند و حس جهات‌يابى را از او مىگيرد .