نهى وترغيب وترهيب درست مىآيد . اگر پيغمبر همان تحسين وتقبيح وامر ونهى عقلي را تأكيد مىكند ، پس أجابت دعوتش از ما ساقط است ، زيرا خرد ما را از أو بىنياز مىسازد ، واگر بر خلاف تحسين وتقبيح وامر ونهى عقلي فرماني مىدهد ، پس نبايد پيغمبرى أو را بپذيريم . « 125 »
رازي هم در آغاز الطب الروحاني يك فصل را اختصاص به بيان برترى خرد وستايش آن داده ، كه پيش أزين نقل شد ، وبسيار بعيد به نظر مىآيد كه رازي فقط جنبه اخلاقى را در نظر داشته وتوجه أو به مسائل الهى معطوف نبوده است ، خاصه تأكيد أو با عبارت زير « ولا نجعله وهو الحاكم محكوما عليه - آن را كه فرمانرواست فرمانبرش نگردانيم » مىرساند كه نبايد خود را چشم بسته وناانديشيده به منقولاتى كه متكى بر پايههاى خرد نيست تسليم كرد .
با توجه به اينكه نسبت الحاد وانكار نبوت در آغاز فقط به وسيله اسماعيليان به رازي داده شده وأصل كتابهاى رازي در دسترس نيست وبرخى از دانشمندان تصريح كردهاند كه دشمنان رازي كتاب مىساخته وبه أو نسبت مىدادهاند ، همچون ابن رضوان مصرى كه به نقل از ابن أبي اصيبعه مىگويد : « فربما ان بعض الأشرار المعاندين للرازي قد الفه ونسبه اليه » به آسانى نمىتوان انكار نبوت را به رازي نسبت داد ، خصوصا كه أو كتابي تحت عنوان : في وجوب دعوة النبي ( صلعم ) على من نقر بالنبوات داشته است . « 126 »
متكلمان إسماعيلي كه عقل را در برابر امامان فاطمى محكوم عليه مىدانستند ، تحمل گفته رازي درباره عقل كه : « ولا نجعله وهو الحاكم محكوما عليه » بر آنان گران مىآمد ، وچون مقدماتى كه نبوت بر آن استوار
هامش
( 125 ) من تاريخ الالحاد في الاسلام ، ص 80
( 126 ) بيرونى ، شماره 138