تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة الفلسفية ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
است تقريبا همان مقدماتى است كه امامت بر آن مبتنى است ، آنان به دفاع از مسأله نبوت ظاهرا ، ومسأله امامت باطنا پرداختند ، زيرا آنان « عقل » را در برابر « تعليم امام » محكوم مىدانستند ، چنانكه غزالى در وجه تسميه اسماعيليان به « تعليميه » مىگويد : لان مبدأ مذاهبهم ابطال الرأي وإبطال تصرف العقول « 127 » وحسن صباح نيز گفته است : خداشناسى به عقل ونظر نيست وبه تعليم امام است . « 128 » در پايان بايد گفت كه رازي فيلسوفى آزادانديش بوده ودر بسيارى از مسائل خداشناسى وجهانشناسى وانسانشناسى افكارى خاص داشته كه بدون تظاهر وريا آن را بيان مىكرده ، واين أفكار مورد پسند دشمنان أو نبوده وبراي آنكه مقام أو را نزد عوام پايين بياورند ، درباره عقايد وأفكار أو غلو ومبالغه روا مىداشته‌اند وچون بسيارى از اسناد ومنابع دورهء رازي در پرده استتار است ، بايد منتظر بود كه آنها كشف وآشكار شوند ، تا داورى نهايى دربارهء آن پزشك بزرگ وفيلسوف نامدار به عمل آيد إن شاء الله تعالى .
هامش
( 127 ) فضائح الباطنية ، ص 17
( 128 ) جامع التواريخ ، ص 13