از مستأجر باشد و در گوسفند مستاجر در شير و پشم وكرك آنها [ تصرّف واتلاف ] مىنمايد كه عين مال موجر است . ج : شير و پشم وكرك كه در وقت صيغه اجاره موجود باشد داخل اجاره نمىشود مگر ( 1 ) مقصود از اجاره منتفع شدن به آن شير و پشم وكرك موجود باشد واتلاف ، اما اگر در آن وقت موجود نباشد و بعد حاصل شود مسلَّم نداريم قبل آن مال موجر خواهد بود و چه فرق است ميان آن وميان قنوات وچشمه كه اجاره داده مىشود ومستاجر عين آب را تلف مىكند و چه فرق است ميان آن وميان اجاره دادن گوسفند [ به جهت شير ومرضعه ] به جهت شير دادن طفل و اجاره دادن چاه به جهت آب كشيدن وبالجمله من راهى از براى بطلان اجاره حيوان به جهت شير و پشم وكرك آن نمىبينم و اين اعيان در وقت اجاره موجود بود ( 2 ) . ومحقق رحمة الله در نافع وجمعى ديگر تصريح كرده اند كه هر چه عاريه دادن آن جايز است اجاره دادن آن جايز است وتصريح مىكند كه عاريه دادن گوسفند به جهت شير جايز است . بلكه جمعى تصريح در غير گوسفند مثل گاو و شتر و ( 3 ) در پشم وكرك هم مىكنند . وعلَّامه در تحرير مىفرمايند : وفى جواز استيجار الغنم والابل والبقر ليأخذ لبنها او يأخذ صوفها أو شعرها او وبرها اشكال و در هر جا مىفرمايند [ اشكال ] اشاره به ميل او به صحت است چنان كه از ولد او فخر المحققين منقول است وحال در نظر حقير وجهى كه اشكال نمايم نمىنمايد والله العالم .
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 416
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٤١٦
هامش
( 1 ) در نسخه به جاى « مگر » « و اگر » بود .
( 2 ) نبود . ظ
( 3 ) واو زائد است ظ