تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
( 305 ) س 8 : تنخواهى از صغير در نزد دو نفر بوده ، نزد بعضى بالمرّه سوخت كرده ، و در نزد بعضى ديگر نما ومنافع به هم رسانيده ، اوّلًا بيان فرمايند كه خمس تعلَّق به مال صغير مىگيرد يا خير ، هر گاه مىگيرد در صورت مسطوره جبر خسران وسوخت بعضى مال صغير را از منافع بعضى ديگر از مال او بايد كرد يا نه ؟ ج : خمس منافع بعد از وضع مئونه بايد داده شود ، واظهر آن است كه جبر خسران سوخت مال كه در نزد بعضى ديگر بوده از منافع آن چه در نزد ديگرى حاصل شده نبايد كرد ، و بايد خمس منافع را داد ، بلى اگر نفع ونقصان در يك معامله باشد مثل اين كه جنسى به صد تومان بخرد و نصف آن را به هفتاد تومان بفروشد و نصف ديگر را به سى تومان ، در اين صورت مىتوان جبر نقصان نصف را به نفع نصف ديگر كرد . ( 306 ) س 9 : زيد مىتواند جاريه ء امّ ولد خود را به غير صيغه ء مبايعه منتقل به عمرو نمايد وعمرو به ديگرى مبايعه نمايد يا نه ؟ يا آن كه زيد مزبور جاريه ء مزبوره را به عمرو سيّد مىتواند از وجه خمس آل رسول صلَّى اللَّه عليه وآله بدهد ، وعمرو مزبور جاريه ء مزبوره را به ديگرى بفروشد ؟ ج : نه ، مگر در بعضى صور خاصّه نمىتواند به هيچ عقدى ملكيّت جاريه ء مزبوره را منتقل نمايد ، و به خمس نمىتواند داد . ( 307 ) س 10 : هر گاه كسى بر خود تنگ گيرد در نفقه و چيزى پس انداز كند ، خمس دارد يا نه ؟ ج : بلى ، آن چه پس انداز كرده بايد خمس آن را بدهد . ( 308 ) س 11 : شخصى ملكى موروثى به او منتقل شده ، ليكن آن ملك هشتاد سال است مخروبه و از زراعات افتاده ، وحال به حيطه ء آبادى درآورده و مبلغ كلى خرج شده وقابليت ملك هم نهايت كلى دارد ، آيا آن چه ترقى كرده خمس دارد ،