( 313 ) س 16 : شخصى صبّاغ است وكسب ديگر از قبيل زراعت وپيله ورى دارد ، و هر دفعه كه پنج ريال نيل به خمره مىريزد مثلًا پنج ريال نفع مىكند ، آيا بايد نفع اين عمل در تصرّف او يك سال باشد يا اين كه به مجرّد ظاهر شدن نفع بايد خمس او را داد ؟ ج : به مجرّد ظاهر شدن مىتواند خمس آن را بدهد ، امّا واجب نيست ، بلكه مىتواند نگاه دارد تا يك سال به جهت احتياط خرج ، پس اگر خرج كرد خمسى بر او نيست والَّا بايد خمس آن را بدهد . والله العالم . ( 314 ) س 17 : حدّى در خمس است كه به آن حد كه رسيد مال امام را بايد سوا كرد يا خير از نيم ريال خمس نصف مال امام است ؟ ج : آن چه از نفع تجارت و زراعت وكسب و امثال آن باشد نصابى ندارد ، و هر پنج غاز ( 1 ) يك غاز را بايد خمس داد ، امّا اگر كسى از معدن چيزى حاصل كند مثل معدن مس يا آهن ، يا معدنى ديگر ، يا از دريا چيزى به غواصى مثل مرواريد در آورد آن نصاب دارد كه تا به آن نصاب نرسيده خمس ندارد . ( 315 ) س 18 : شخصى با سيّدى قرار داده كه سالى يك تومان به او بدهد و صيغه خوانده و سه چهار سال داده حال مىخواهد ندهد ، سيد مىگويد : طلب مرا بده آن شخص مىگويد : مِن بعد نمىدهم حكم آن چه چيز است ؟ ج : نمىدانم صيغه به چه نوع خوانده ، اگر صيغه ء نذر خوانده يا قسم شرعى ياد نموده بايد بدهد ، و صيغه ء ديگر به نحوى كه صحيح و موجب لزوم باشد مشكل متحقّق شده باشد ، و هر صيغه در اين خصوص صحيح نيست و موجب لزوم نمىشود . والله العالم . ( 316 ) س 19 : شخصى آسيايى جديد احداث نموده ، آن طاحونه خمس دارد يا نه ،
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 205
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٢٠٥
هامش
( 1 ) هر ريال وقران بيست شاهى و هر شاهى دو پول و هر پول دو جندك و هر جندك دو غاز است . لغت نامه ء دهخدا .