اين شش اخير متصل به آن وقت باشد يا نه ، و هر يك از اين دو موضع وطن است كه به مجرّد دخول در آن سفر منقطع مىشود واتمام واجب مىگردد ، بفرماييد كه : چنانچه دو شش ماه ماند و رفت به سفرى كه موجب قصر تخييرى است ومراجعت نمود و ديگر اراده ء شش ماه ديگر ندارد و قطع علاقه كرد ، آيا باز وطن است و بايد تمام كند يا همين كه شش ماه بعد را اراده ندارد و اگر چه دو شش ماه مانده باشد بايد قصر كند ؟ بيّنوا توجروا
ج : دو شش ماه پيش هم كافى نيست در صدق وطن شرعى مادامى كه به آن ضم اراده ء يك شش ماه ديگر مكث از حالى [ كه ] مىخواهد نماز كند نداشته باشد ، بلكه اراده ء شش ماه بعد ضرور است . والله العالم .
( 231 )
س 154 : در وسيلة النجاة فرموده ايد : باب هشتم در احكام خللى كه در نماز واقع بشود از نقص وزيادتى ، [ و آن ] يا از راه عمد است يا جهل است يا سهو است يا شك ، پس در اين چهار فصل است ، تا اين كه مىفرماييد : فصل دوم در نقص وزيادتى كه به سبب نادانى وجهل در نماز واقع مىشود . بدان كه كسى كه از راه جهل به مسأله جزئى از اجزاء يا صفات واجبه ء نماز را ترك كند يا زياد كند اگر احتمال درست نبودن را مىداد و با وجود اين تقصير در سؤال كرد حكم عمد دارد وعاصى گنه كار است و نماز او باطل ، و اگر يقين قطعى به صحّت آن داشت ومطلقاً خلاف آن به خاطر آن خطور نمىكرد و يقين داشت بدون شك و شبهه كه آن چه مىكند صحيح است ، گناهى بر او نيست ، و در آنجا فرموده ايد : اما در وجوب اعاده در وقت و قضا در خارج وقت حكم عمد دارد و بر او اعاده و قضاى نماز واجب است و در استفتاء جاهل را معذور ، و در وسيله معذور ندانسته ايد ، حقيقت را بيان فرمايند ؟
ج : خداوند عالم شما را توفيق دهد ، نيكو دقتها مىفرماييد وبدانيد كه وجوب اعاده و قضاء منافات با معذوريت وعدم عصيان ، بلكه صحّت ندارد
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 155
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص١٥٥