خواه گريه با آن باشد يا نه و ليكن حقير در آن تأمّل دارم و حكم به بطلان نمىكنم به جهت اصل دعا براى خواستن حرامى ، و گريه ء به آن جهت هم مبطل بودن آن از ادله ء شرعيه معلوم نمىشود . والله العالم . ( 229 ) س 152 : فرموده ايد : سخن گفتن در نماز هر گاه ذكر خدا يا دعا يا طلب حاجتى از خدا باشد نماز را باطل نمىكند ، بفرماييد كه : هر گاه دعا در نماز به محض اعلام غير باشد وبس ، و هيچ منظورى ديگر نداشته باشد چه حكم دارد ؟ ج : نه ، باطل نمىشود ، و جايز است دعا و ذكر اگر چه به قصد قربت نباشد ومحض اعلام غير باشد ، هم چنان كه در حديث صحيح علي بن جعفر ( 1 ) تصريح به آن شده ، راوى عرض كرد كه : مشغول نماز خود مىباشد و در پهلوى او مردى خوابيده است و آن نماز مىكند ، مىخواهد او را بيدار كند ، تسبيح مىگويد و صداى خود را بلند مىكند ، و هيچ منظورى از آن ندارد مگر بيدار كردن آن مرد ، آيا اين ، نماز او را باطل مىكند يا نه و چيزى بر او وارد مىآيد يا نه ؟ حضرت جواب فرمودند كه : اين نماز او را باطل نمىكند و هيچ بر او نيست . بلى در قرآن ظاهر آن است كه قصد قربت شرط باشد ، يا ذكر و دعا بودن ، پس اگر هيچ كدام نباشد نماز او باطل است . والله العالم . ( 230 ) س 153 : وفرموده ايد در وسيلة النجاة در مسأله قصر : مسأله اول : بدان كه وطنى كه باعث قطع سفر به دخول آن مىشود يكى از دو موضوع است ، اول : عرفى ، و آن چنين وچنان است . دوم : وطن شرعى ، و آن موضعى است كه در آنجا منزلى داشته باشد خاص به او اعم از ملك و اجاره و عاريه ، و شش ماه پى در پى هم در آنجا مانده باشد كه به حد مسافت تخييرى شرعيه كه چهار فرسخ باشد بيرون نرفته باشد ، بلكه كمتر هم مگر به عنوان ندرت به حوالى آنجا رفته باشد ، وخواهد شش ماه ديگر متوالى بعد از آن در آنجا مانده باشد ، خواه
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 154
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص١٥٤
هامش
( 1 ) تلخيص الوسائل ، 4 / 699 ، از قرب الاسناد .