عَلى أَعْداءِ اللَّهِ الْفاسِقينَ ،
حجّت خدا پيروز گشت ، حكم او بر همهء دشمنان تبهكار ،
وَجُنُودِ إِبْليسَ أَجْمَعينَ ، لَنْ يَضُرُّوكُمْ إِلّا أَذىً وَإِنْ
و لشكريان ابليس چيره شد ، « هرگز زيانى به شما نرسانند جز اينكه آزار دهند ، و اگر
يُقاتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ الْأَدْبارَ ثُمَّ لايُنْصَرُونَ * ضُرِبَتْ
به مبارزه و نبرد با شما آيند ميدان را ترك كرده و بگريزند و پس از آن هرگز يارى نشوند * آنها
عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَما ثُقِفُوا « 1 » اخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتيلًا ،
محكوم به ذلّت و خوارى شدند ، هر كجا آنان پيدا شوند » بايد گرفته و به شدّت به قتل برسند ،
لايُقاتِلُونَكُمْ جَميعاً إِلّا في قُرىً مُحَصَّنَةٍ أَوْ مِنْ
« با شما به طور دستهجمعى نمىجنگند مگر در قريههاى حصار كشيده شده يا
وَراءِ جُدُرٍ بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَديدٌ تَحْسَبُهُمْ جَميعاً
پشت ديوارها ، ناراحتى و گرفتارى آنها بين خودشان سخت و دشوار است ، آنها را مجتمع و باهم مىپندارى
وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لايَعْقِلُونَ « 2 »
تَحَصَّنْتُ
در حالى كه دلهاىشان پراكنده است ، و اين بخاطر آن است كه آنها انديشه نمىكنند » ، خود را حفظ مىكنم
مِنْهُمْ بِالْحِصْنِ الْمَحْفُوظِ ، فَمَا اسْطاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ
از آنان به حصار و دژى كه محفوظ است ، پس نتوانستند كه بر آن چيره شوند
وَما اسْتَطاعُوا لَهُ نَقْباً . آوَيْتُ إِلى رُكْنٍ شَديدٍ ،
و نتوانستند كه به آن راه پيدا كنند . در جايگاه محكمى مأوا گرفتم ،
وَالْتَجَأْتُ إِلى كَهْفٍ رَفيعٍ ، وَتَمَسَّكْتُ بِالْحَبْلِ الْمَتينِ ،
و در پناهگاه بلندى پناهنده گشتم ، و به ريسمان محكم چنگ زدم ،
وَتَدَرَّعْتُ بِدِرْعِ اللَّهِ الحَصينَةِ ، وَتَدَرَّقْتُ بِدَرَقَةِ
و به زره محكم الهى زرهپوش شدم ، و به سپر
أَميرِالْمُؤْمِنينَ ، وَتَعَوَّذْتُ بِعَوْذَةِ سُلَيْمانِ بْنِ داوُدَ ،
امير مؤمنان سپر گرفتم ، و به تعويذ سليمان بن داود تعويذ آويختم ،
وَتَخَتَّمْتُ بِخاتَمِهِ ، فَأَنَا حَيْثُما سَلَكْتُ آمِنٌ مُطْمَئِنٌّ ،
و به انگشتر او تختّم نمودم و آن را در انگشت كردم ، لذا هر راهى بپيمايم ايمن هستم و آرامش دارم ،
وَعَدُوّي فِي الْأَهْوالِ حَيْرانٌ ، قَدْ حُفَّ بِالْمَهانَةِ ،
و دشمن من در ميان وحشتها سرگردان است ، خوارى و سستى گرد او را گرفته ،
وَأُلْبِسَ الذُّلَّ ، وَقُمِّعَ بِالصَّغارِ . ضَرَبْتُ عَلى نَفْسي
و لباس ذلّت به تن نموده ، و با كوچكى و حقارت سركوب گشته است ،
سُرادِقَ الْحِياطَةِ ،
هامش
( 1 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 111 و 112 .
( 2 ) . سورهء حشر ، آيهء 14