خويش را درستى و هدايت ميپنداشتند .
وَ قارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مُوسى بِالْبَيِّناتِ
: و نيز قارون و فرعون و هامان را نابود ساختيم - بر اثر گناهان آنان - البته « موسى » با دليلهاى واضح - معجزات آشكار - كه « عصا » را « مار » مينمود و « كف » دست او چون « ماه » روشنى مىبخشيد و « دريا » را شكافته از آن عبور ميكرد و غير اينها - و خلاصه با معجزات فراوانى - بسويشان آمد .
فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ
: پس به روى زمين تكبر نموده و مطيع پروردگار جهان نگرديدند .
وَ ما كانُوا سابِقِينَ
: نبودند پيشى گيرندگان يعنى از قدرت خدا بيرون نروند .
فَكُلًّا أَخَذْنا بِذَنْبِهِ
: پس هر يك را بگناهش گرفتيم و بسبب انكار پيامبران - و نافرمانى از فرامين آنان - عذابش نموديم .
فَمِنْهُمْ مَنْ أَرْسَلْنا عَلَيْهِ حاصِباً
: پس بر عدهاى از آنان سنگ ريزه فرستاديم و گفتهاند كه « حاصب » باد تندى است كه در او سنگ ريزه باشد . « ابن عباس » و « قتاده » گويند ايشان كه به اين عذاب گرفتار شدند ملت « لوط » بودند و بعضى گفتهاند ملت « عاد » ميباشند .
وَ مِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ الصَّيْحَةُ
: و عدهاى صدا ( ى مهيب ) آنان را گرفت - تا هلاك شدند ، و آنان ملت « ثمود » كه « شعيب » در بينشان برسالت مبعوث شد ، بودند و اين مطلب از « ابن عباس » و « قتاده » نقل شده است .
« الصيحه » بمعنى عذاب - كه در او صداى مهيب باشد - آمده است « 1 » . و بعضى گفتهاند مقصود اين است كه « جبرائيل » بر آنان صيحه زد و ايشان مردند .
وَ مِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنا بِهِ الْأَرْضَ
: و بعضى كه فرو برديمش به زمين و او « قارون » بود .
وَ مِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنا
: و عدهاى كه ايشان را غرق نموديم و آنها ملت « نوح » و
هامش
( 1 ) - ممكن است مقصود « رعد و برق » باشد .