( زجاج ) گويد در اين جمله از آيه اشاره است كه شايستگى ندارد اجتماعات و معاشرتهاى مردم توأم با منكرات و مناهى پروردگار باشد .
بهر تقدير ، چون لوط در مقام اين همه انحرافات قوم خود قرار گرفته و به شكل انكار و اعتراض با آنان سخن ميگفت - تا از افعال زشت خويش دست بردارند - آنان در مقابل او را استهزاء مينمودند و بطور مسخره ميگفتند ، اكنون عذاب خدا را بر ما فرود آور ؟ - لذا خداوند بسخن آنان اشاره كرده فرمود - .
فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قالُوا ائْتِنا بِعَذابِ اللَّهِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
:
پس نبود جواب قوم لوط جز آنكه گفتند به لوط اگر از راستگويانى عذاب خدا را بسوى ما نازل كن . و در اين هنگام بود كه ( لوط ) - به خداوند - عرض كرد :
قالَ رَبِّ انْصُرْنِي عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِينَ
: پروردگار را يارى كن مرا - تا پيروز شوم - بر ملتى كه فاسدند و انواع معصيتها را انجام داده مرتكب كارهاى قبيح ميشوند و - بدينوسيله - موجبات فساد مردم روى زمين را فراهم ميكنند .