إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ
: همانا آن خداوند عزيز ( غالب ) بوده و كسى است كه ياور خويش را هرگز ذليل نخواهد كرد .
الْحَكِيمُ
: درست كردارى است كه حافظ آثار و فرمان بردار خود را ضايع و بيمقدار نخواهد نمود .
وَ وَهَبْنا لَهُ
: و بخشيديم به ابراهيم بعد از ( فرزندش ) اسماعيل .
إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ
: دو فرزند ديگرى بنام اسحاق و سپس يعقوب .
وَ جَعَلْنا فِي ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَ الْكِتابَ
: و در نژاد او مقام نبوت ( پيامبرى ) و كتاب ( آسمانى ) را قرار داديم زيرا خداوند سبحان بعد از ابراهيم تمام پيامبران را از صلب ( و زادگان ) ابراهيم مبعوث نمود و بنا بر اين توراة و انجيل و زبور و فرقان كتابهاى آسمانى تماماً بر اولاد ابراهيم نازل شده است .
وَ آتَيْناهُ أَجْرَهُ فِي الدُّنْيا
: و اجرش را در دنيا به او داديم كه همان نام نيك و فرزند صالح است ، بنقل ابن عباس ، اما قتاده ميگويد بعضى گفتهاند كه مقصود از ( اجر )
هامش
( آسمانى او استفاده نكرده و بلكه او و يارانش را در شكنجه و عذاب قرار دهند ؟ .
در باره هجرت ، سخن بسيار است و نكتههاى آموزندهاى دارد كه اكنون جاى ذكر آن نيست ، اما آنچه لازم است بايد يادآور شوم كه مسلمين دو هجرت داشتند .
1 - هجرت بسوى ( حبشه ) .
2 - هجرت بسوى ( مدينه ) هجرت اول عدهاى از مسلمين بر اثر شكنجه و آزارهاى مشركين بستوه آمده و از حضور پيامبر اجازه خواستند تا به مملكت ( حبشه ) هجرت كنند تا دور از شكنجههاى بتپرستان قدرى آسوده باشند ، پيامبر به آنان اجازه داد و آنان بسوى حبشه حركت نمودند .
هجرت دوم حركت پيامبر ( ص ) را بسوى مدينه در سال 13 بعد از بعثت هجرت بمدينه گويند و اين هجرتى است كه موجب عظمت اسلام شده و مسلمانان در مدينه رفته رفته كنار حضرتش گرد آمده و اسلام قوت گرفت و جهانى شد . و باز همين هجرت مبدأ تاريخ شمسى و قمرى در اسلام گشته و در بين ملتهاى مسلمان مشهور گرديد .