تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
ترتيب بخويشتن ستم روا داشته‌اند در اينجا خداوند چون دلائل توحيد خود را بيان فرموده سپس خواسته تا قصه لقمان و حكمتى كه به او ارزانى داشته تذكر دهد ، لذا ميفرمايد :
وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ
: و همانا تحقيقاً به لقمان اعطاى حكمت نموديم و آن عقل سرشار و علم بسيار و توفيق عمل بمقتضاى علم و اصابت آن بواقع بود . در باره « لقمان » عقيده‌هايى است ، بعضى او را شخص حكيم دانسته و گويند پيامبر نبوده است و اين مطلب موافق با نظر عده‌اى از مفسرين مانند « ابن عباس و مجاهد و قتاده » بلكه اكثراً همين قول را پذيرفته‌اند و در مقابل جمعى ديگر مانند « عكرمه و سدى و شعبى » او را پيامبر دانسته و كلمه « الحكمة » را در اين آيه به پيامبرى تفسير نموده‌اند . پاره‌اى بر آنند كه لقمان بنده‌اى از بندگان خدا بوده از نژاد حبشى با صورتى سياه و لبان كلفت در زمان داود پيامبر ( ع ) مىزيسته بود . بعضى به او گفتند : آيا تو همان نيستى كه با ما شبانى مينمودى ؟ پاسخ داد آرى . گفتند از كجا به اين مقام رسيدى ؟ پاسخ داد علتش چهار چيز است : 1 - خواست و تقدير خداوند . 2 - امانت را به صاحبش رد نمودن . 3 - راستى در گفتار . 4 - سكوت از آنچه را كه مهم من نبوده ( و از خدايم باز ميداشت ) . از « وهب » نقل شده كه لقمان پسر خواهر ايوب ( ع ) و از « مقاتل » آمده كه پسر خالهء ايوب ( ع ) بوده است . از « نافع » و او از « ابن عمر » روايت شده كه از رسول خدا ( ص ) شنيدم ميفرمود : كه سزاوار است بگويم لقمان پيامبر نبود اما بنده‌اى بود بسيار انديشمند يقينش نيكو و خدا را دوست ميداشت پس خدا هم او را دوست داشته و حكمت به او عنايت فرموده . بهنگام ظهر در خواب بود كه ندايى به گوش او رسيد اى لقمان آيا دوست
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 170 | الشيخ الطبرسي / ستوده / ضياء الدين نجفى