ترجمه :
اين آفرينش خداوند بود پس بنمايانيدم كه چه چيز را آفريدهاند آنان كه غير خداى ( جهان جلوه خدايى گرفته ) اند بلكه ستمگران در گمراهى آشكارايند . و همانا تحقيقا ما به لقمان حكمت داديم ( و گفتيم ) كه سپاسگزار خدا باش و آنكه سپاس گذار باشد سپاس گذار خويشتن بوده و آنكه ناسپاسى كند البته خدا بىنياز و ستوده مىباشد . و گاهى كه لقمان بفرزندش گفته اندرزش مىداد ، اى پسرك من شرك به خدا نورزى البته شرك ستمى بزرگ است . اندرز و سفارش نموديم به انسان در باره پدر و مادرش ، بار دار شد به او مادرش سستى بر وى سستى و باز گرفتنش ( از شير ) در دو سال بوده ، اينكه سپاس گذار من و پدر و مادر خويشتن باش و بسوى من بازگشت است .
و اگر كوشيدند پدر و مادر نسبت به تو كه شرك ورزى به من آنچه را كه نيست براى تو بدان دانشى پس فرمانبرداريشان نكن ، و همراهى نما به آنان در دنيا به خوبى و پيرو راه آن باش كه بطاعت من بوده پس بازگشت همگى شما بسوى من خواهد بود تا خبر دهم به آنچه را شما ( در دنيا ) انجام ميداديد .
قرائت :
يا بنى لا تشرك باللَّه : « ابن كثير » بنا بنقل « بزى » ياء را ساكنه و در « يا بنى انها » ياء را مكسوره و در
« يا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلاةَ »
مفتوحه خوانده ولى بنا بنقل « قواس » در اولى و سومى ياء را ساكنه و در وسطى ( يا بنى انها ) مكسوره ميداند .
« ابن فليح » در « يا بنى لا تشرك و يا بنى انها » بياء مكسوره و در
« يا بُنَيَّ أَقِمِ »
مفتوحه خوانده است .
« حفص » در تمامى قرآن هر كجا كه « يا بنى » باشد بياء مفتوحه و ديگران مكسوره خواندهاند .
وهن على وهن : « عيسى ثقفى » در بعض قراءت خود و همچنين از ابى عمرو روايت شده كه آنان با فتحه ( هاء ) ميخواندند . ولى « حسن » بخلاف آنان خوانده است .
و فصاله فى عامين : « ابى رجا و جحدرى و قتاده و يعقوب » آن را و فصله فى عامين