قرائت نمودهاند .
دليل :
« ابو على » گويد : از اينكه در ( يا بنى ) يا ساكن شده در حالى كه در مقام وصل است ، ممكن است كه مثل « يا غلام اقبل » باشد كه به صورت وصل بوده و چون بوقف خوانده شود ( ميم ) يا غلام ساكن شده و هيئت و صلى قائم مقام وقف شده است نظير شعر « عمران بن حطان » كه ميگويد :
قد كنت عندك حولا لا تروعني * فيه روائع من انس و من جان
تمامى آن سال كنار تو در امنيت و آسودگى بوده و هيچ ترسانندهاى از انسانها گرفته تا جنيان به من تعرضى نكرده آزارى نرسانيد . كه ( جان ) را به حالت تخفيف و سپس به حرف اطلاق وصل نموده و در حقيقت صورت وصل را در مقام وقف خوانده است .
و آنان كه با كسره خواندهاند مقصودشان آن بوده كه نظير يا غلام اقبل مجراى وصل است و اما قرائت با فتحه پس مانند يا بنيا خواهد بود كه ياء اضافه تبديل به الف ، و كسره مبدل بفتحه شده چنان كه « ابو عثمان » در « يا ابت » اين حرف را گفته و سخن او پيش از اين گذشت .
و اما در « وهنا على وهن » آنكه بفتحه خوانده ممكن است حركت هاء از آن جهت باشد كه حرف حلق مىباشد چنان كه « حسن » در آيه شريفه
« إِلى يَوْمِ الْبَعْثِ فَهذا يَوْمُ الْبَعْثِ »
با فتحه عين قرائت نموده چون از حروف حلق بوده است .
و اما از اينكه « فصال » را « فصل » خواندهاند براى آنكه فصل تعميم داشته و شامل رضاع و غير آن مىشود ولى چون مقام در بيان رضاع و شير دادن است لذا كلمه فصال وجيهتر بوده زيرا او مختص بمقام مذكور است .
اعراب :
فَأَرُونِي ما ذا خَلَقَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ
: در تقدير « اى شىء خلق » بوده و « ما ذا » بمنزله يك اسم و در محل نصب است و مفعول خلق مىباشد و تمامى جمله متعلق به « ارونى » مىباشد .