تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
ما زلت اسعى بينهم و اختبط * حتى اذا جاء الظلام المختلط
جاءوا بضيح هل رأيت الذئب قط
مرتب بين آنان ميرفتم و غذا ميخواستم آن قدر معطل كردند تا اينكه تاريكى شب فرا رسيده و با سفيدى روز بهم پيوسته شد آن وقت ظرف شيرى آوردند هرگز تو گرگ را ديده‌اى كه رنگش خاكسترى است آنان هم در ظرف شير بس آب ريخته بودند همان رنگ گرگ را داشت . كه در شعر « هل رايت الذئب » جمله مستقل و در معنى صفت براى « ضيح » بوده و در تقدير « بضيح يشبه لونه لون الذئب » مىباشد .

مقصود :

چون در گذشته خداوند وعده و وعيدها نسبت به پاداش عمل داده بود گويا شخصى پرسش كند چه باعث مىشود كه خداوند پاداشهاى خير ميدهد ؟ در جواب گفته شود علت عبادت پروردگار است و حقيقت عبادت شناخت او و حقيقت شناخت او در اعمال انسان ظاهر مىشود . سپس ميفرمايد :
وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ يُرْسِلَ الرِّياحَ مُبَشِّراتٍ
: و از كارهايى كه دليل بر وجود و قدرت پروردگار است اينست كه او ميفرستد بادها را تا بشارت به آمدن باران ميدهد زيرا آمدن بادهاى تند حكايت از تغيير هوا و آمدن ابرهاى باردار مىكند و مقصود از فرستادن بادها حركت دادن آنها بجهات چهارگانه كه گاهى از جنوب بشمال و يا از مغرب بمشرق و گاهى به عكس خواهد بود بر اساس آنچه را كه خدا مصلحت ميداند .
وَ لِيُذِيقَكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ
: و تا آنكه برساند بشما از رحمت و نعمت خويش و آن باران آسمان است و مجموع كلام در تقدير چنين است كه باد را براى بشارت و رسانيدن رحمت ميفرستد .
وَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ بِأَمْرِهِ
: و تا آنكه به حركت در آيد كشتى دريا - با وزش باد و حركت بادبانها تا كشتى حركت كند - بامر پروردگار جهان .
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 145 | الشيخ الطبرسي / ستوده / ضياء الدين نجفى