تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
به كلمه « رحمة » و آن مفرد است البته باعتبار معنى ميتوان جمع باشد چون رحمت پروردگار بسيار و نظير آيه شريفه كه فرمود
« وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها »
مىباشد .
يُحْيِ الْأَرْضَ
: دليل خداوند « تحيى الارض » با تاء آنست كه فاعل فعل ضمير عايد به « اثار » و اگر با ياء خوانده شود ضمير فاعلى عايد به اللَّه خواهد بود .
مِنْ خِلالِهِ
: دليل خواندن « خلل » آنست كه او مفرد خلال بوده و ممكن است خلال هم خود مفردى باشد بعد از خلل ، براى آن ماده . و اينكه در ادبيات عرب جايز شمرده شده تركيب مثل « اثر رحمت اللَّه كيف تحيى » كه با تاء خوانده شود چون گاهى اثر قائم مقام رحمت مىشود و ميگويند « رايت عليك النعمه » و نيز گويند « رأيت عليك اثر النعمة » و اين استعمال تنها در اين مورد است و ما در نظائرش مثل « اما ترى الى غلام هند كيف تضرب زيدا » جايز نيست . زيرا غلام هند بجاى هند تلفظ نشده يعنى از هند بغلام آن تعبير نميشود .

اعراب :

وَ لِيُذِيقَكُمْ
: عطف بر معنى مبشرات و در تقدير ليبشركم بها و ليذيقكم مىباشد .
كَيْفَ يَشاءُ
: در تقدير اى مشيئة يشاء و بنا بر اين « كيف » مفعول مطلق براى « يشاء » خواهد بود .
كَيْفَ يُحْيِ الْأَرْضَ
: ممكن است كيف محلًا منصوب بوده و حال براى يحيى و ضمير مستتر در آن صاحب حال باشد و يا حال براى الارض شود و تقدير كلام « ا مبدعاً يحيى الارض ام لا » و يا « أ مبدعة يحيى الارض ام لا » خواهد بود و ممكن است منصوب بنا بر مصدريه بوده و جمله حال باشد در معنا نه لفظ و تقدير « أى احياء يحيى - الارض » خواهد بود و بنا بقول « ابن جنى » از اينكه حال براى معنى گرفتيم نه لفظ چون كه بحسب لفظ كيف استفهام بوده در صورتى كه حال در حقيقت خبر است و اين دو متقابل يكديگرند و بنا بر حال تقدير كلام « فانظر الى آثار رحمة اللَّه محيية للارض » خواهد بود نظير گفتار شاعر :