وضع كردن عشر آن درهم از براى تو پس مشترى فورا بگويد « اشتريت منك هذا المتاع برأس مالك و هو درهم و وضعته عشر درهم يعنى : خريدم از تو اين متاع را به رأس المال تو كه يك درهم است ، با وضع كردن عشر آن درهم . قسم چهارم : توليه است .
و آن عبارت است از فروختن متاع به رأس المال ، بىزياده و نقصان .
و صيغهء وى [ آن ] اين است كه بايع بگويد : « ولَّيتك هذا العقد » يعنى : واگذاشتم به تو آن عقد بيعى را كه من واقع نموده بودم ( 1 ) .
پس مشترى فورا بگويد : « قبلت التّولية » .
شرح
( 1 ) اين معنى لازمى است اينجا و إلَّا مراد اينست كه تو را مباشر و صاحب اين عقد كردم و ظاهر از اين لفظ بحسب ظاهر اينست كه انتقال از بايع اوّل به مشترى دوّم باشد و معامله حقيقة در ميان آنها بشود كانّه اين مولَّى وكيل در بيع بوده است و در اين صورت ادّعاى غبن و غير ذلك هر چه آثار مترتّب باشد بايد به اين مولَّى مدخليت نداشته باشد و بيع همين يك بيع بوده باشد و لكن بعد از تحقيق معلوم مىشود كه امر چنين نيست زيرا كه در عقد اوّل كه اين مولَّى با بايع اوّل كرده بود ، انتقال حاصل شده بود به اين مولَّى و اگر اين مولَّى اين توليه را به عمل نمىآورد مبيع مال او بود . و هر چه نسبت به اين بيع آثار شرعيه مترتب مىشد ما بين آن دو نفر مىشد بعد از آن كه اين مولَّى اين صيغه را خوانده بايد انتقال مبيع از ملك مولَّى باشد بملك مشترى ثانى و در اين عقد هر چه آثار شرعيّه وارد بشود ما بين مولَّى و مشترى ثانى خواهد بود ( شد خ ل ) پس دو بيع است دو عقد و مقصود از ولَّيتك هذا العقد اين است كه انتقال نمودم آن چيزى را كه به اين عقد اوّلى به من منتقل شده است و اين از راه كنايه است و دليل بودن اين عقد دوّم اينست كه با صيغه بعت و اشتريت هم خواندن صحيح است پس معلوم است كه معنى همين معنى است . شرح