علاوه بر اينها بايد از براى اضرار به زوجه و زجر نفس خود نباشد .
و در معلَّق به شرط ، خلاف است ( 1 ) . اظهر و اشهر صحّت است و ظهار حرام است و طلاق حرام نيست .
چهارم : صيغه است . و صيغهء منجّز وى [ آن ] ، اين است كه شوهر بگويد : « أنت على كظهر امّى » ( 2 ) .
يعنى : تو بر من مثل پشت مادر منى .
شرح
( 1 ) بدان كه أظهر پيش داعى عدم وقوع ظهار معلَّق به شرط است ، مثل طلاق و ايلاء و غير ذلك و بعض أخبار دالَّه بر وقوع ظهار معلَّق به شرط ، محمول بر تقيّه است چنانچه آثار تقيّه هم از آنها ظاهر و آشكار است . و ممكن است گفته شود كه فرق دارد ما بين تقديم شرط از صيغه و تأخير آن . پس در صورت تقديم شرط كه تعليق حقيقة محقّق شود باطل است محققا مثل اين كه بگويد : « إن فعلت كذا فأنت عليّ كظهر أمّي » در صورت تأخير شرط ، لكن به طورى كه تعليق حاصل نشود مثل اين كه بگويد : « أنت عليّ كظهر أمّي إن فعلت كذا » صحيح باشد جهت اين كه در اين صورت أولا با صيغه بدون تعليق انشاء حاصل مىشود و شرط در آخر به منزله وقت مىشود و طرف تأثير اين صيغه مىشود ، يعنى از حالا انشاء كردم حرام بودن تو را اى زن بر خودم در وقت كردن فلان عمل و اين صورت هم اگر چه صورت شرط است و تعليق است و لكن در حقيقت منجّز است نه معلَّق و نظير اين مسأله هم سابقا گذشت و از بعض اخبار وارده در باب ضمانت هم اين فرق مفهوم مىشود و مثل اين فرق را هم در باب وكالت گفتهاند و اشخاصى كه ظهار معلَّق را جايز مىدانند شايد همين قسم بوده باشد . پس نزاع لفظى و ظهار واقع شرطى در خبر هم از اين قسم است كه شرط مؤخّر است فتأمّل . شرح
( 2 ) يا بگويد : « إن دخلت دار زيد فأنت عليّ كظهر أمّي » بلكه اصل ظهار معلَّق اين صورت است . شرح