صيغ عقود و ايقاعات ( 1 ) است . و جمع مجموع آنها را با ترجمه به زبان فارسى تا به حال ، از احدى از فقهاء نديدهام . و مع هذا ، عالى جناب ، قدسى القاب ، سلالة السّادات الأطياب ، أشرف الحاجّ : حاجى سيد نقى البرغاني أيّده الله ، چند سال است كه به زنجان تشريف مىآورند ، اصرار بليغ مىنمايند كه در اين باب رسالهء [ اى ] تأليف نمايم كه در آن صفحات « 1 » نيز ، طالب بسيارى دارد .
لهذا بنحو اختصار شروع در وى [ آن ] شد . و حاجى مكرّم نيز در ثواب شريك است .
بدان كه : صيغه در اصطلاح فقهاء أعمّ از عقد و إيقاع است .
و عقد : ( 2 ) در اصطلاح ايشان ، آن صيغه ( 3 ) را گويند كه از دو جانب
شرح
عقود و ايقاعات و احكام .
( 1 ) و حقيقت ايقاع و عقد ، آن معانى ذهنيّه است و لكن ألفاظ را كاشف قرار دادهاند و اعتبار بر ألفاظ است من حيث الكشف عن تلك المعاني تا راه مشاجره و منازعه مسدود شود و مخلّ بر نظام نگردد : و بر تقدير كفايت معاطات در بعض عقود مثل بيع ، يا مطلقا بنا بر اظهر ( خ ل بنا أظهر ) أفعال ، قايم مقام ألفاظ مىشود در كشف از معانى ذهنيّه . شرح
( 2 ) عقدت البيع و الحبل و العهد فانعقد . ( صحاح )
( 3 ) صيغه : مشتق از صوغ است . مصدر ، بمعنى مفعول است يعنى مصوغ . اسم گذاشته شده بر معنى عقد ( خ ل اصطلاحى عقد ) و ايقاع . و عقد در لغت بمعنى بستن چيزى به چيزى است . بعد از آن اسم شده بر ألفاظ مخصوصه ، بمعنى اسم مفعول . يعنى معقود . و ايقاع بمعنى واقع كردن است چيزى را ، آن هم ( خ ل او هم ) بمعنى اسم مفعول ، اسم شده بر ألفاظ مخصوصه . و عقد احتياج دارد به لفظ« 1 » منظور از صفحات مناطق است - مصحح