« تصدّقتك بهذا المال عن مالكه لندبها ( 1 ) قربة إلى الله » .
يعنى : تصدّق كردم به تو اين مال را از جانب مالكش به جهت امتثال امر استحبابى ( ندبى خ ل ) خداى تعالى . ( 2 ) .
شرح
اين معنى كه بر او واجب نبود و لكن اين شخص كه از جهت وجوب ردّ مظالم اين مال را تصدّق مىكند ثوابش به صاحب مال عايد مىشود و از جانب او مىشود .
شرح
( 1 ) اى لندبيّة تلك الصّدقة و آن علَّت تصدّق كردن است و اين تصدّق كردن فعل عاقد است و اين فعل او براى او واجب است نه مندوب اگر چه نسبت به مالك مندوب شمرده مىشود . و نظير اين آن است كه شخص اجير شود بر شخصى براى دو ركعت نماز سنّتى از جانب مستأجر ، پس اجير بايد نيّت نماز را اين طور بكند كه اين دو ركعت نماز مستحبّى را مىخوانم از جانب فلان واجب قربة إلى الله . زيرا كه اگر چه اصل نماز مستأجر بها مندوب است و لكن به جا آوردن از جهت اجير واجب شده است پس بايد اين طور بگويد در اين جا تصدّقت عليك لهذا الصدقة المندوبة عن مالكها لوجوبه قربة إلى الله و بر فرض صحّت صيغهء مذكوره متن به جاى لندبها لندبه گفتن بهتر است ، زيرا كه ضمير راجع به مصدر فعل است ظاهرا اگر چه ضمير را به صدقه مفهومه از قرينه هم راجع مىتوان كرد فتأمّل . شرح
( 2 ) قوله به جهت امتثال أمر استحبابى خداى تعالى آه ، گذشت كه در اين جا نسبت به آن تصدّق كننده كه قربت غايت فعل او است أمر وجوبى دارد نه استحبابى . و قوله كما ذكرت اين را صيغهء معلوم خطاب بر مذكَّر مخاطب كه عاقد متصدّق است هم مىتوان خواند و بهتر صيغهء مذكر مجهول است كه ضمير بمعنى صدقه كه عبارت از تصدّق بوده باشد راجع باشد و مسأله خمس و مال امام عليه السلام هم مثل ساير تصدّقات است إلَّا اين كه خمس و مال امام ( ع ) مختصّ به سادات است و خمس و مال امام عليه السلام دادن و تصدّقات واجبه و مندوبه هم داخل مقولهء عبادات هستند بدون نيّت قربت وقت دادن ، لغو و محسوب از واجب يا مندوب نخواهد شد . شرح