تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
همچنين است عمارت و حمام و كاروانسرا ساختن ( 1 ) . پس رعايايى را كه ارباب اذن مىدهند در قريهء ايشان ساكن شوند و زراعت كنند و باغ بنا كنند ، هر وقتى كه ايشان را از قريه اخراج نمايند ، بايد اعيان ايشان را بدهند ( 2 )
شرح
( 1 ) پس بايد بمانند تا كه خود به خود خراب شوند و مسلَّط است كه نگذارد تعمير را تمام كند ، اگر آن قدر كه تعمير شده به قرار عرف نفع مىبخشد به طورى كه نمىگويند أعيان مصروفه ضايع شد و بىمنفعت ماند . و رفوگرى را مانع نمىتواند بشود و وقتى كه بخواهد مالك كه آنها را خراب نمايد بايد قيمت كنند كه اين كاروانسرا اگر بماند تا وقتى كه خراب شود چه قيمت دارد ، پس آن وقت أعيان موجوده بركنده را قيمت مىكنند و كسر آن را از مالك مىگيرند فتأمّل . شرح ( 2 ) مسأله رعايايى كه ساكن دهات هستند مىشود كه بناهاى آنها از بابت عاريّه باشد به شرط الزراعة و العمل على النحو المعمول عرفا من الأعصار القديمة في تلك القرية بخصوصها او في القرى الواقعة حولها او على النحو المقرّر المعيّن ابتداء . و مىشود كه مزارعه أصل قرار داده شود و اين بناها از بابت شرط مزارعه قرار داده شود ، اگر از باب عاريّه شود و رعيت به شرط خود عمل مىكند ظاهر اينست كه مالك تسلَّط بر كندن زراعت يا باغ يا خانه رعيّت نداشته باشد اگر چه با دادن ارش بوده باشد . و مىشود كه قاعده « النّاس مسلَّطون على أموالهم » را جارى كرد با لزوم ارش جهت اذن اوّلى . و مىتوان گفت كه اين معير حقّ تسلَّط خود را تا زمان رسيدن زراعت يا پوسيدن ، يعنى ضايع شدن أشجار كه ميوه ندهد يا خراب شدن بامها مثلا ساقط گردانيده و بريده است و اين عين تسلَّط است . كه كرده است و اگر مطلق تسليط را جارى بدانيم در عاريّه زمين مدرسه و مسجد بايد از تسلَّط ، خراب كردن را هم داشته باشد و اين مشكل است قطع نظر از عيوب على حده كه دارد . و اگر رعيّت به شرط خود وفا ننمود مالك مىتواند أعيان او را بركند و ارش هم ندهد از جهت اين كه رعيّت در اين صورت غاصب شده . و اگر از باب مزارعه مشروطه گرفته شود باز به مقتضاى شرط بايد طرفين عمل نمايد و اگر هر يك تخلَّف نمايد موافق قواعد