تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
برداشتن ( 1 ) ، عاريّه متحقّق مىشود . و عاريّه و امانت مدّت نمىخواهد و لزومى نيز ندارند ، هر وقت مالكشان رجوع كند جايز است مگر در هفت موضع : اوّل : در دفن ميّت پس اگر زمينى را عاريّه داد از براى دفن ميّتى رجوع نمىتواند كرد تا جميع گوشت و پوست و استخوان و مويهاى او پوسيده شود . پس اگر به قدر ذرّهء [ اى ] از اجزاى وى باقى باشد ، نبش وى حرام است . ( 2 ) دويّم : زمينى را عاريّه دهد از براى زراعت كردن كه رجوع جايز نيست ، تا آن زراعت برسد و چيده شود . بلى جايز است رجوع كند و ارش ضررهاى ( 3 ) مستعير را بدهد . سيّم : زمينى را عاريّه دهد از براى غرس اشجار كه رجوع جايز نيست مادامى كه از آن اشجار انتفاع مىتوان برد . پس اگر رجوع كند بايد مستعير آنها را بكند و قيمت كنند هر چه از قيمتش كم شده است ( 4 ) معير بدهد . و
شرح
( 1 ) و اين برداشتن قبول است نه آن سؤال اوّلى فتأمّل . شرح ( 2 ) أولى اينست كه بگويد در صورت ماندن بعض أجزاء وى نبش صدق مىكند ، پس حرام مىشود تصرّف مالكانه نسبت به نفس زمين قبر و سقف آن . و اگر بالتمام پوسيده شده ، پس نبش صدق نمىكند و حرام هم نمىشود و لكن در بعض صور اشكال دارد مثل اين كه كمى از استخوانها پوسيده نشده و يا اين كه موى في الجمله باقى باشد . شرح ( 3 ) يعنى نقصان ملحوظ نسبت به تمام بودن زراعت و رسيدن ، مثل اين كه اين زراعت ده خروار گندم حاصل او مىشد مثلا . شرح ( 4 ) يعنى قيمت و منافع آن تا آخر زمانى كه درختها بزرگ مىشوند و منافع بدهند و پوسيده شوند . شرح