خود تحليل نمايد . ( 1 ) و مهر در تحليل نيست ، و اگر قرار دهند ( مثل اباحهء معوّضه ) ( 2 ) در
شرح
( 1 ) اين استدلال درست نيست از جهت اين كه منفعت زوجيت خارج از منفعت مملوكه بر مملوك است ، بلكه مراد از آن منافع ماليّه است كه مال شمرده مىشود و إلَّا نكاح دائم و منقطع هم درست نمىشد اگر چه مولى إذن بدهد و بعد از آن كه قابليّت تسلَّط منفعت زوجيّت داشته باشد با نكاح دائم و منقطع با تحليل هم درست مىشود ، زيرا بعد از آن كه حصول به سبب ممكن شد تفاوت نمىكند با اختلاف اسباب . و تحليل در اين جا هم تحليل زوجيّت است و مفاد او مفاد نكاح است . شرح
( 2 ) قوله مثل إباحة معوّضه آه بدان كه اباحهء معوّضه بالذّات باطل است زيرا كه معنى اباحه با تعويض منافاتى دارد مثل هبهء معوّضه كه هبه هم با تعويض باطل است از جهت منافات ، زيرا كه هبه عطيّهء بلا عوض است پس عوض گذاشتن موجب انتفاع معنى هبه مىشود ، بله هبه به شرط العوض صحيح است يعنى شرط خارجى قرار بدهد اين عوض را و اين را بايد هبهء به شرط العوض بگويند و اگر هبه معوّضه هم بگويند بايد اين معنى را قصد بكنند و إلَّا باطل خواهد شد ، زيرا كه معاوضه ، صيغهء بيع يا مصالحه يا مثل آنها را مىخواهد با لفظ هبه نمىشود و اين اباحه معوّضه هم نظير هبهء معوّضه است بايد اباحهء مشروطة بالعوض مقصود شود و اكثر معاملات واقعه در عرف صحيح نمىشود مگر به عنوان اباحهء مشروطة بالعوض مثل حمّام رفتن و پول به حمّامى دادن و چلوپز خانه رفتن و چلو خوردن به قدر معروف و پول دادن و در خانه فلان كسى نشستن براى اجازه شرعيّهء معهوده ، بلكه به مجرّد إذن كه بشنيده و از براى هر روز و شبى پانصد دينار مثلا بدهد چنانچه در عتبات عاليات متداول است كه زوّار و متردّدين چنين معامله مىكنند و هكذا و اينها هم از بابت اباحهء مشروطه صحيح مىشود و آن نظير هبهء مشروطه است إلَّا اين كه در هبه تمليك و انتقال حاصل خواهد شد بمجرّد عقد و هر دو چيز :