تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
و يا درخت گل سرخ و زرد و مانند اينها را كه به او [ آن ] محسوب مىشود [ مانند بوتهء زرشك كه با زرشك محسوب مىشود ] يا درخت توتى را كه ميوه ندارد و لكن برگش مقصود است از براى دود [ كرم ] ابريشم ، به آب دادن و بريدن خشكيها و حفظ نمودن از دزد و حيوانات تا آن كه چيده شود به حصّهء معيّنه از حاصل آنها ، و در حقيقت قسمى است از باغبانى ( 1 ) و چون كه در ولايت حجاز كه وطن رسول خدا صلَّى الله عليه و آله بود ، نخل و اشجار را با دلو آب مىدهند و آن مشكلترين خدمات اشجار بود ، از اين جهت اسم معامله را از سقى مشتق نموده‌اند ، نه از ساير اعمال وى [ آن ] . پس از باب تسميه كلّ به اسم عمده اجزاء است ( 2 ) . و شرط است در اين معامله كه ( 3 ) بر اصول ثابتهء مثمره واقع شود . پس
شرح
( 1 ) بدان كه باغبانى آن را مىگويند كه شخصى متوجّه باغ باشد اعمّ از آن كه مالك خود آن باغ باشد يا آن كه اجيرى بگيرد به مبلغى و توجّه باغ را به او بسپارد يا شخصى خارجى باشد كه با مالك به قرار مزبور در متن مساقات نمايد و در باغبان هم لزوم ندارد كه شئونات كلَّيه و جزئيه توجّه اشجار را بلد باشد بلكه مىتواند كه آدمى بلد زير دست خود نگه دارد و به اعانت او اين كارها را روبرو كند . شرح ( 2 ) بنا بر تقدير مزبور مشكلترين خدمات بودن سقى از باب حكمت ملحوظ مىشود نه از باب علَّت و لكن مىتوان گفت كه سقى در هر جا باشد اهمّ اقسام عمل اشجار است و انفع آنها است خواه عمل آن مشكل باشد يا آسان از جهة اين كه باغ بدون آب بالمرّة پامال و خراب مىشود بخلاف ساير اعمال لهذا تسميه كلّ باسم اشرف اجزاء و اهمّ آنها شد بنا بر آن تقدير از بابت علَّت ملحوظ مىشود و مىشود كه هر دو اعتبار كرده بشود فتأمّل . شرح ( 3 ) بهتر اين بود كه مصنّف مىفرمود كه شرط است در اين معامله كه بر اصول ثابتهء از جنس اشجار مثمره واقع شود كه اين عبارت خالى از اختلال است كه در متن واضح
صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 130 | ملا علي القزويني الزنجاني / محمد على قراچه داغى تبريزى