محو شدن نور واقع است ، ذكر مىكنيم ، مىگوييم كسوف محو شدن نور ماه است كه از خورشيد استفاده مىكند ، به واسطهء بودن زمين بين ماه و خورشيد و اشتمال مخروط سايه بر آن .
247 . و اين مسلك همان است كه در برهان ، توسط دو قياس . بر عكس ترتيب حدّ طى مىكنيم ؛ ابتدا علت را وضع مىكنيم و از آن كمال مذكور معلول را نتيجه مىگيرم سپس وجود موضوع محدود را از آن استنتاج مىكنيم و مىگوييم ، زمين بين ماه و خورشيد قرار گرفته است ، و هرگاه چنين باشد نور محو مىشود ، پس نور ماه محو شده است ، و هرگاه چنين باشد كسوف حاصل مىشود ، پس ماه كسوف كرده است .
پس در قياس ابتدا علت را مىآورند آنگاه معلول و پس از آن موضوع برعكس ترتيب حدّ قرار مىگيرند . معناى مشتمل بر علت را « مبدأ برهان » مىگويند ، زيرا در برهان حدّ اوسط قرار مىگيرد ، و معناى معلول را « نتيجهء برهان » مىنامند ، زيرا نتيجهء قياس اول است . اين است مشاركت بين حدّ و برهان . 84
248 . همانطور كه دانستى ، برهان لمّ بايد بر تمام علت ، كه معلول با آن ضرورت مىيابد ، مشتمل باشد ، حدّ تامّ هم همينطور است . علت تامّه ، مجموع علتهاى اربعه : فاعلى ، غايى و مادى و صورى ، در مركبات خارجى و مانند آن است ، و در بسايط فقط علتهاى فاعلى و غايى وجود دارد ، و تفصيل اين مطلب در فلسفهء اولى مطرح است . در اين صورت « حدّ » در « برهان لمّ » حدّ وسط قرار مىگيرد .
برهان ( فارسى ) — صفحة 182
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٨٢