13 . سپس ، حقيقت شىء كه در نفس الأمر شىء بر آن حال است ، هرچند انقلاب شىء از آن حال ممتنع است ، لكن علم به آن حقيقت چهبسا علمى باشد كه تمام آنچه را شىء به سبب آن چنان است كه هست در برگيرد و چهبسا فقط شامل بعضى از ذات شىء باشد و چهبسا علمى باشد كه خارج از حقيقت شىء است ، كه در اينصورت يا مختصّ به آن شىء است يا بين آن و چيز ديگر مشترك است .
14 . علمى كه غير نوع اوّل باشد در حقيقت علم به شىء نيست ؛ زيرا شامل تمام ذاتيات شىء نيست . و در صورت دوم و سوم صرفا تميز شىء از غير آن را افاده مىكند و در صورت چهارم فقط نوعى تميز شىء ( از اشياى ديگر ) را به دست مىدهد .
15 . نوع دوم « حدّ ناقص » و نوع سوم اگر مشتمل بر جنس قريب باشد « رسم تام » ناميده مىشود . نوع چهارم « رسم ناقص » ناميده مىشود . امّا صورت اوّل كه تصور حقيقت شىء را توليد مىكند « حدّ تام » ناميده مىشود ، و معلم اوّل آن را « سخن دالّ بر ماهيت » 6 يعنى تمام حقيقت شىء ناميده است .
16 . پس هدف از اين كتاب ، شناسايى تصديق حق و تصور حقيقى ، يعنى شناسايى كيفيت قياس برهانى از حيث توليد يقين است ، و كيفيت حدّ تام از حيث توليد تصور كمال حقيقت شىء است . بنابراين ، اين كتاب ، كتاب « برهان و حدّ » است ، هرچند فقط كتاب « برهان » ناميده شود .
برهان ( فارسى ) — صفحة 18
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٨