تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جبر و اختيار (فارسى) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
مى ورزند » « 1 » و روايات ديگرى از اين دست . به طور خلاصه : اينكه اراده خداوند از صفات فعلى است و به افعال اختيارى انسان تعلق ندارد سزاوار است كه از امور مسلم به حساب آيد . و نزاع و جدال متكلمان در اينكه اراده خداوند حادث است يا قديم مبتنى بر اين است كه مقصود از اراده همان شوق باشد . اما پس از آنكه دانستى اراده عبارتست از إعمال قدرت ، پس هر آنچه در اين مقام گفته شده سخنى نادرست است چون بر اين فرض شكى نيست كه اراده ، حادث و آفريده خداوند است . پس اگر بگويى : اراده خداوند هر چند به فعل انسان متعلق نباشد اما اراده انسان چون خارج از تحت قدرت اوست پس معلول اراده خداوند و موجود به واسطه ايجاد اوست . پس اراده خداوند ، علتى براى علت فعل است . پس صدور علت ، واجب است و الا تخلف مراد و مقصود خداوند از اراده اش لازم مى آمد پس فعل نيز واجب الصدور است ( صدورش واجب است ) زيرا جبر بر علت ، جبر بر معلول است . در پاسخ آنچه پيش از اين به صورت تفصيلى بيان گشت مى گوئيم : اختيار ، فعل نفس است و نفس ، ايجاد كننده اختيار است و اختيار به خودى خود اختيارى است . پس اراده انسان متعلق به اراده خداوند نيست . هنگامى كه اين امور برايت آشكار شد پاسخ اين وجه به نيكى آشكار مىشود پس اراده خداوند متعلق به افعال بندگان نيست تا وجود افعال عباد لازم باشد . و از وجود افعال انسان بدون تعلق اراده خداوند به آن وجود ، تصرف در سلطه خداوند لازم نمى آيد . زيرا تمامى مبادى تحت اختيار و قدرت خداوند است پس جبرى وجود ندارد .
هامش
( 1 ) - اصول كافى ج 1 ص 162 باب استطاعت