[ 1369 - در جنگ جمل همراه حضرت على عليه السّلام هشتاد نفر از جنگجويان بدر و هزار و پانصد نفر از ياران رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله شركت داشتند ]
[ 1526 ] 2 - عبد الرحمن بن ابى ليلى نقل كرد كه : در روز [ جنگ ] جمل همراه امير المؤمنين عليه السّلام هشتاد نفر از جنگجويان بدر و هزار و پانصد نفر از ياران رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله شركت داشتند .
[ 1370 - قصهء شخصى كه از جنگ با امام حسين عليه السّلام با بارى از زعفران برگشته بود ]
[ 1527 ] 3 - ناصح از امام صادق عليه السّلام و او از يكى از زنان آن خاندان به نام جارية روايت فرموده امام صادق عليه السّلام از دختر همسايهء خودشان به ما خبر داد كه او گفت : نزد ما مردى بود كه بر امام حسين عليه السّلام خروج كرد ، آنگاه با يك شتر و [ بار ] زعفران آمد ، دختر گفت : وقتى بر زعفران كوبيدند آتش شد . گفت : زنى قدرى از آن برداشت و دستش را با آن آغشته كرد و از آن برص گرفت ، دختر گفت : و آن شتر را سر بريدند ، گفت : پس هرقدر كه با كارد مىبريدند جايش شعلهور مىشد ، گفت : آن را پوست كندند و جايش آتش گرفت . گفت : آن را بريدند از آن آتش بيرون زد ، گفت : آن را پختند پس هرگاه آتش برافروخته مىشد ، به اندازهء جوشش آتش مىگرفت . گفت : آن را در خمره قرار دادند . آتش گرفت ، گفت : من در آن روز بچه بودم و استخوانى از آن برداشتم و با گل پوشاندم و از ياد رفت و من امروز دختر [ بزرگى ] هستم و آن را برداشتيم تا با آن بازى كنيم . گفت : وقتى آن را با كارد بريديم جايش آتش گرفت ، و ما فهميديم اين همان استخوان هست و آن را زير خاك كرديم .
[ 1528 ] 4 - حسن بن عطيّه گويد : از پدر بزرگ مادرى خود بزيع شنيدم كه گفت : درحالىكه چند پسر بچه بوديم در زمان خالد از كنار مردى سفيدپيكر و سياهچهره كه در ميان راه نشسته بود ، عبور كرديم و مردم مىگفتند : بر امام حسين عليه السّلام خروج كرد .