اى دايى ، تا به نزد تو بازنگشتم به چيزى شتاب مكن ، عباس دستانش را بالا برد و رو به قبله شد و گفت : پروردگارا در آنچه كه در دستيابى به آن سودى براى من نيست بر من پيشى بگير ، جمعه نگذشته بود كه او از دنيا رفت .
[ 1358 - عثمان به خالد بن اسيد ششصد هزار درهم داد ]
[ 1515 ] 6 - عبد اللّه بن عمر خبر داد كه او در مكه به نزد خالد بن أسيد اتراق كرد و به خالد گفت :
اگر به نزد پسر عموى خود درآيى چيزى به تو ارزانى مىدارد ، پس خالد بر عثمان وارد شد و عثمان براى او به عبد اللّه بن عامر نامه نوشت كه : ششصد هزار درهم به او عطا كن ، مدتى بعد ابن عمر در خانهء خالد بن أسيد منزل كرد و از خالد [ در مورد آن موضوع ] پرسش كرد ، خالد به او گفت : خداوند مشورت مرا با تو پر بركت گردانيد ، من به نزد او رفتم و او برايم دستور ششصد هزار درهم داد ، آنگاه ابن عمر به خالد گفت : شصت هزار ! خالد گفت : صد هزار و صد هزار و صد هزار و تا ششبار [ اين را گفت ] و ابن عمر به او گفت : ساكت شو ، شگفتا كه عثمان چه دست و دلباز شده است ! مصريان ابن عمر را گرامى داشتند و به عثمان نامه نوشتند و ماجرا را به تفصيل بيان كرد .