تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
حضرت فرمود : آيا مىدانى كه من نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارترم ؟ ! او گفت : البته . حضرت فرمودند : هركس كه من مولاى اويم على نيز مولاى او است . دوم اينكه : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله در روز خيبر عمر خطّاب را به جنگ فرستاد و او و يارانش شكست خوردند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : فردا پرچم را به انسانى خواهم داد كه خداوند و فرستاده‌اش او را دوست مىدارند و او خدا و فرستاده‌اش را دوست مىدارد . مسلمانان از پاى نشستند تا فرداى آن روز درحالىكه على عليه السّلام چشم درد داشت . آنگاه رسول خدا او را خواند و فرمود : پرچم را بگير . او عرض كرد : اى رسول خدا چشمانم درد مىكند . حضرت آب دهان خود را به چشمان او زد . على عليه السّلام به پا خواسته پرچم را برداشت و به راه افتاد تا آنكه خداوند او را پيروز ساخت . سوم اينكه : رسول خدا در برخى غزوه‌هايش على عليه السّلام را جانشين خود قرار داد و چون على عليه السّلام عرض كرد : اى رسول خدا مرا در ميان زنان و بچگان جانشين مىگردانى ؟ رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمودند : آيا خرسند نمىشوى كه تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسى باشى جز آنكه پس از من پيامبرى نيست . چهارم اينكه : پيامبر صلّى اللّه عليه و إله همهء درهايى كه به مسجد باز مىشد بستند جز در على عليه السّلام را . و پنجم اينكه : اين آيه « همانا خداوند مىخواهد پليدى را از شما خاندان بر طرف كند و شما را به راستى پاكيزه كند » [ احزاب ( 33 ) : آيهء 33 ] نازل شد و پيامبر ، على و حسن و حسين و فاطمه عليهم السّلام را خواند و فرمود : خداوندا اينان خاندان منند . پس از آنان پليدى را بر طرف كن و به راستى پاكيزهءشان گردان .