[ 1126 - حديث منزلت ]
[ 1242 ] 31 - جابر بن عبد اللّه روايت كرده كه پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه و إله به على عليه السّلام فرمودند : آيا خشنود نمىشوى كه نسبت به من همچون هارون نسبت به موسى باشى جز آنكه پس از من پيامبرى نيست و اگر بود آن پيامبر تو بودى . ابو مفضّل گفته است : اين حديث را جز از ابن ابى ازهر ننوشتم .
[ 1127 - فضيلت حضرت على عليه السّلام در مجلس معاويه ]
[ 1243 ] 32 - ابن عبّاس گفته است : نزد معاويه كه در ذى طوى منزل كرده بود ، بودم كه سعد بن ابى وقّاص به نزدش آمد و به او سلام كرد . آنگاه معاويه گفت : اى اهل شام اين سعد بن ابى وقاص دوست على است . مردم سر جنباندند و على عليه السّلام را دشنام دادند و سعد گريست .
معاويه به او گفت : چرا مىگريى ؟ او گفت : چرا نگريم بر مردى از اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله كه در نزد تو دشنام داده مىشود و من نمىتوانم كارى بكنم . در على [ عليه السّلام ] خصلتهايى بود كه اگر يكى از آنها در من باشد برايم از دنيا و آنچه در آن است محبوبتر است . يكى اينكه :
مردى در يمن به نزد على بن ابى طالب عليه السّلام آمد و گفت : از تو به رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله شكايت خواهم كرد . آنگاه به نزد رسول خدا آمد . حضرت دربارهء على عليه السّلام از او پرسيد و او از على عليه السّلام بد گفت حضرت فرمود : تو را سوگند مىدهم به خدايى كه اين كتاب را بر من نازل كرد و مرا به رسالت اختصاص داد آيا آنچه را گفتى از روى خشم به على بن ابى طالب عليه السّلام گفتى ؟ او گفت : بله ، اى رسول خدا .