تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣

[ 1094 - قيمت بهشت ]

[ 1207 ] 21 - معتّب غلام عبد اللّه مسلم از حضرت صادق عليه السّلام به نقل از پدرشان روايت كرده كه جابر بن عبد اللّه انصارى گفت : عربى باديه‌نشين به نزد پيامبر آمد و عرض كرد : اى رسول خدا آيا بهشت بهايى دارد ؟ حضرت فرمود : بله . او عرض كرد : بهايش چيست ؟ حضرت فرمودند : اين‌كه بندهء درستكار بگويد : لا إله الا اللّه همراه با اخلاص آن . او عرض كرد : اخلاص آن چيست ؟ حضرت فرمودند : عمل به آنچه من به آن برانگيخته شدم و دوستى با خاندانم . او عرض كرد : و دوستى خاندان شما لازمهء آن است ؟ فرمودند : بله ، دوستى ايشان بزرگترين لازمهء آن است .

[ 1095 - طلب حاجت از امير مدينه حسن بن زيد ]

[ 1208 ] 22 - محمد بن عجلان گفت : سخت نيازمند و تنگدست شده بودم و دوستى براى [ رفع اين ] تنگدستى نداشتم بدهى سنگينى به گردن داشتم و طلبكار براى گرفتن پولش پافشارى مىكرد . به سوى خانهء حسن بن زيد كه آن روز امير مدينه بود و آشنايىاى با هم داشتيم ، راهى شدم . در راه محمّد بن عبد اللّه بن على بن حسين كه ديرزمانى بود با هم آشنا بوديم مرا ديد و حالم را فهميد ، دستم را گرفت و به من گفت : احوالت را شنيده‌ام . براى بر طرف كردن مشكلت به چه كسى اميد بسته‌اى ؟ من گفتم : به حسن بن زيد . او گفت : اگر چنين كنى نيازت برآورده نمىشود و به خواسته‌ات نمىرسى . به سوى كسى برو كه بر آن توانا است . كسى كه بخشنده‌ترين بخشندگان است . آنچه را مىخواهى از او بجوى ، كه من از پسر عمويم جعفر بن محمد شنيدم از پدرانش روايت كرد كه پيامبر گرامى فرمودند : خداوند به يكى از پيامبرانش وحى كرد :