سوگند به عزت و جلالم آرزوى اميدواران به غير خودم را به يأس بدل مىكنم و در ميان مردم جامهء خوارى به او مىپوشانم و او را از گشايش و احسانم دور مىكنم . آيا بندهء من در سختىها به غير من اميد مىبندد يا جز از من انتظار دارد ، درحالىكه منم توانگر بخشنده و كليد درهاى بسته به دست من است و در من گشوده است براى هركس كه مرا بخواند . آيا او نمىداند مصيبتى كه به سرش آمده كسى جز من نمىتواند بر طرف كند ؟ پس چرا با آرزويش از من روى مىگرداند . با بخشش و بزرگوارىام چيزى را كه از من نخواسته بود به او دادم ولى او از من روى گرداند و چيزى از من نخواست و از ديگرى خواست . من خداوندى هستم كه پيش از درخواست بخشش مىكنم پس اگر از من درخواست شود آيا نمىدهم ؟ هرگز ! مگر بخشش و بزرگوارى مال من نيست ، مگر دنيا و آخرت به دست من نيست . اگر همهء اهالى هفت آسمان و زمين از من درخواست كنند و به همهء آنان خواستهءشان را بدهم از حكومتام به اندازهء بال پشهاى كاسته نمىشود . چگونه حكومتى كه من سرپرست آنم كاستى بگيرد ؟
پس نكبت باد بر كسى كه مرا نافرمانى كرد و از من پروا نكرد . من عرض كردم : اى پسر رسول خدا اين حديث را برايم بازگو . حضرت آن را سهبار باز فرمود : و من عرض كردم : نه به خدا سوگند پس از اين از هيچكس چيزى نخواهم خواست . و چيزى نگذشت كه روزى و احسان فراوانى بر من فرود آمد .
[ 1096 - زنان سستفكر و ناتوانند ]
[ 1209 ] 23 - فاطمه دخت حضرت حسين از پدرش به نقل از جدش روايت كرده كه پيامبر گرامى فرمودند : زنان سست فكر و ناتوانند . سست فكريشان را با سكوت و ناتوانيشان را با خانهنشينى بپوشانيد .