تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
يكى از آن دو به او گفت : سبحان اللّه امير المؤمنين تويى ما به نزد تو آمديم و چيزى پرسيديم ، اما تو به نزد مردى رفتى كه به خدا سوگند با تو سخن نگفت . عمر به او گفت : واى بر تو آيا مىدانى اين كيست ؟ او على بن ابى طالب عليه السّلام است . از پيامبر شنيدم كه فرمودند : اگر آسمانها و زمين در يك كفهء ترازو نهاده مىشدند و ايمان على در كفهء ديگر ايمان على سنگين‌تر مىشد .

[ 1079 - صفات شيعه ]

[ 1189 ] 3 - نوف بن عبد اللّه بكائى گفت : على عليه السّلام به من فرمودند : اى نوف ما از سرشتى پاك آفريده شديم و شيعيانمان از سرشت ما آفريده شدند كه چون روز قيامت شود به ما مىپيوندند . نوف گفته كه من عرض كردم : شيعيانتان را براى من وصف كنيد اى امير مؤمنان . چون از شيعيان سخن به زبان آوردم ، گريست و سپس فرمود : اى نوف به خدا سوگند شيعيان من بردبارانند ، آگاهان به خدا و دينش ، عمل‌كنندگان به فرمان او و براى فرمانبرى از او و هدايت يافته به دوستىاش هستند . از عبادت لاغر گشته و به پارسايى خو گرفته‌اند . در اثر شب زنده‌دارى چهره‌هايشان زرد گشته و چشمهايشان از گريه به گودى افتاده ، لبهايشان از ذكر خدا خشكيده و شكمهايشان از تحمّل گرسنگى به پشت چسبيده است خدايى بودن در چهره‌هاشان و زهدورزى در منش‌شان پيدا است . چراغ‌هاى هر تاريكى و گل خوشبوى هر مجموعه‌اى هستند با مسلمانان پيشين آشكارا دشمنى نكرده و پشت سر ايشان چيزى را كه سزاوارشان نيست بر زبان نمىرانند . بدىهاشان سرپوشيده و دل‌هاشان اندوهگين ، جان‌هاشان پاكيزه و نيازهاشان سبك است . جان از ايشان در زحمت و مردم از ايشان در راحت‌اند . ايشان‌اند زيركان خردمند و نجيبان بىآلايش ، ايشان‌اند گريختگان از مردم تا دينشان را گريز دهند . اگر باشند شناخته نمىشوند و اگر نباشند كسى دلتنگشان نمىشود . اينان شيعيان پاك ما و برادران بزرگوار ما هستند . آه چه شوقى به ديدار آنان دارم .