كه از رسول خدا شنيده باشى . خالهام گفت : البته ، از رسول خدا شنيدم كه فرمودند : على نشانهء حق و بيرق هدايت است . على شمشير خدا است كه آن را براى كافران و منافقان بيرون مىآورد . پس هركس او را دوست بدارد با محبتش به من او را دوست داشته و هركس او را دشمنى كند با كينهاش به من على را دشمنى كرده و هركس به من يا على كينه ورزد در حالى خداوند را ديدار كند كه هيچ برهانى براى خود ندارد .
[ 1007 - حضرت على عليه السّلام با قرآن و قرآن با حضرت على عليه السّلام است ]
[ 1108 ] 15 - ابو ثابت غلام ابو ذر گفت : در جنگ جمل با على عليه السّلام حاضر بودم . چون عايشه را به پا خواسته ، ديدم برخى از آنچه به ذهن مردم مىآيد به ذهنم آمد تا آنكه به هنگام ظهر خداوند آن [ ترديد ] را از من برداشت و آنگاه جنگى سخت كردم . سپس به مدينه آمدم و به خدمت امّ سلمه همسر پيامبر رفتم و سلام كرده ، اجازه خواستم . گفتند : كيست ؟ من گفتم : سائل . ام سلمه گفت : به اين سائل غذا دهيد . من گفتم : به خدا سوگند من غذا و آشاميدنى نمىخواهم من ابو ثابت غلام ابوذرم . امّ سلمه گفت : خوش آمدى . آنگاه من حكايتم را برايش باز گفتم . او گفت :
هنگامى كه قلبها به جايگاهشان پرگشودند توجه كردى ؟ من گفتم : به نيكوترين جايگاه پر گشودم . خداوند آن [ ترديد ] را به هنگام ظهر از من برداشت و من به همراه امير مؤمنان به سختى جنگ كردم تا پايان يافت . امّ سلمه گفت : آفرين از رسول خدا شنيدم كه فرمودند :
همانا على همراه قرآن و قرآن همراه على است از هم جدا نمىشوند تا در كنار آن حوض بر من وارد شوند .