[ 724 - خدا با بدهكاران است ]
[ 802 ] 53 - عبد اللّه ابن جعفر بن ابى طالب مىگويد : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمودند : همانا خداوند همراه بدهكار است تا بدهىاش را بپردازد تا وقتى در كارى نباشد كه خداوند نمىپسندد .
حضرت فرمودند : و عبد اللّه جعفر همواره به كنيزش مىگفت : برو و برايم قرضى بگير ؛ زيرا دوست دارم وقتى شب مىخوابم ، خدا با من باشد . پس از آنكه اين سخن را از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله شنيدم .
[ 725 - خطبهء شقشقيه ]
[ 803 ] 54 - زرارة بن أعين از حضرت باقر عليه السّلام به نقل از ابن عباس و به نقل از پدرش از جدّش عليهم السّلام روايت كرده كه او گفته است : نزد امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السّلام از خلافت سخن گفتم . حضرت فرمودند : « به خدا سوگند پسر ابو قحافه آن را در بر كرد در حالى كه مىدانست جايگاه من در برابر او همچون جايگاه محور براى سنگ آسيا است . من همچون كوهى بلندم و ژرف . در اين فكر بودم كه با دست شكسته حمله كنم يا بر فضاى تاريكى كه در آن ، كودك به شير خوردن مشغول است و بزرگ در حال فرسوده شدن است ، شكيبايى كنم . و ديدم كه شكيبايى در آن حال خردمندانهتر است . پس شكيبايى ورزيدم درحالىكه خار در چشمم بود و استخوان در گلويم كه ارث محمد صلّى اللّه عليه و إله به تاراج رفته مىديدم . تا اينكه او در گذشت و آن پيراهن [ خلافت ] را به عمر بخشيد . شگفتا ! ابو بكر در زمان حياتش آنگاه كه آن را به گردن گرفت درخواست كنارهگيرى مىكرد و اكنون براى پس از مرگش [ عقد آن عروس را ] به ديگرى مىبست ؛ گويا دو پستان اين شتر را باهم قسمت كرده بودند . سپس مثال زد و فرمود :