تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 781

مساهمون:

ص٧٨١
كه به يكى منكر و به ديگرى نكير گفته مىشود موهايشان به زمين كشيده مىشود و دندان هايشان را برهم مىسايند . صدايشان چون رعدى شديد و مهيب و ديدگانشان چون برقى رباينده است . آنگاه مىگويند : فلانى پروردگارت و دينت و پيامبرت كيست ؟ پس مىگويد : خداوند پروردگارم و اسلام دينم و محمد پيامبرم است . پس مىگويند : خداوند تو را بر آنچه دوست دارى و مىپسندى پا برجا بدارد و آن سخن خداوند و الا است كه مىفرمايد : « خداوند مؤمنان را با گفتار ثابت در زندگى دنيا و آخرت پايدار مىدارد » [ ابراهيم ( 14 ) : آيهء 27 ] آنگاه آن‌دو فرشته مىگويند : اى دوست خدا با چشمان آرام و همچون جوانى آسوده و ايمن بخواب . پس تو مصداق سخن پروردگار هستى كه مىفرمايد : « در آن روز قرارگاه بهشتيان از همه بهتر و آسايششان نيكوتر است » [ فرقان ( 25 ) : آيهء 24 ] و اما زشت‌روترين و بد لباس‌ترين و بدبوترين آفريدگان خدا به نزد دشمن خدا مىآيد . پس به او مىگويد : وارد شدن در آتش گداخته‌شده و داخل شدن در دوزخ بر تو بشارت باد . به بد قدمگاه قدم گذاشتى . پس مىگويد : تو كيستى ؟ پاسخ مىدهد : من كردار ناپسند توام . پس او شوينده خود را مىشناسد و از حمل‌كنندگانش مىطلبد كه او را نگه‌دارند [ و به سوى قبر نبرند ] پس هنگامى كه در قبر داخل مىشود دو فرشته سئوال‌كننده داخل مىشوند و كفن‌هايش را در قبر مىاندازند آنگاه مىگويند : پروردگار و دين و پيامبر تو كيست ؟ پاسخ مىدهد : نمىدانم . پس آن‌دو فرشته مىگويند : ندانستى و هدايت نگشتى . آنگاه با گرزى آهنى چنان ضربه‌اى بر سرش مىزنند كه هيچ آفريده‌اى از خدا جز جن و انس نمىماند مگر آنكه از آن ضربه هراسان مىشود . آنگاه درى از دوزخ به رويش مىگشايند و به او مىگويند : با بدترين حالت بخواب . پس آن قبر از نظر تنگى هم‌چون سر آهنى نيزه‌اى است [ و اين فشار به حدى است ] كه مغز سر او از ميان ناخن و گوشتش بيرون مىزند و خداوند مارها و عقربها و گزندگان و شياطين زمين را بر او مسلط مىگرداند تا روزى كه او را برانگيزد . و او از شدت بدى و شرّى كه در آن به سر مىبرد آرزو مىكند قيامت برپا شود .
الأمالي ( فارسى ) — صفحة 781 | صادق حسن زاده / الشيخ الطوسي