تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 783

مساهمون:

ص٧٨٣
[ 720 ] 60 - عمرو بن ميمون ازدى مىگويد : به همراه معاذ در شام بودم پس هنگامى كه از دنيا رفت به نزد عبد اللّه بن مسعود در كوفه رفتم و با او همنشين شدم گاهى بعضى از نمازها را زودتر از جماعت و در اول وقت به جا مىآورد . پس به او گفتم : اى ابا عبد الرحمن ! نماز با آنان را چگونه مىبينى ؟ [ و درباره آن‌چه نظرى دارى ؟ ] گفت : نماز [ واجبت ] را در زمانش [ به فرداى ] به جاىآور و نماز خود با آنان را مستحبى قرار ده . پس گفتم : اى ابا عبد الرحمن - خداوند تو را ببخشايد - نماز درميان جماعت مسلمانان را رها كنيم . پس گفت : واى بر تو اى ابن ميمون ! همانا توده انبوهى از مردم جماعت را رها نموده‌اند . همانا جماعت ، كسانى هستند كه بر حق باشند هرچند كه تو يك نفر به تنهايى [ بر حق ] باشى پس گفتم : اى ابا عبد الرحمن . چگونه من به تنهايى يك جماعت باشم ؟ گفت : همانا فرشتگان خدا و سپاهيانش فرمانبر او كه از پيشينيان و آيندگان فرزندان آدم بيشترند به همراه تو هستند . روايات ابن صلت به پايان رسيد

[ 653 - حديث سفينه ]

[ 721 ] 61 - پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : مثل اهل بيت من درميان شما همچون كشتى نوح عليه السّلام است هر كس در آن داخل شود نجات مىيابد و هركس از آن سر باز زند غرق مىشود .