تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 725

مساهمون:

ص٧٢٥
نفرين و خشم خدا بر شما باد . پس خارج گشتيم درحالى كه از زندگى نااميد بوديم پس هنگامى كه به منزل شيخ ابا بكر رسيديم - و او پياده حركت مىكرد چون الاغش رفته بود - خواست در خانه‌اش داخل شود كه رو به من كرد و گفت : اين خواب را در ياد نگه‌دار و در نزد خود باقى گذار و براى اين نادانان روايت مكن اما براى دانايان و دينداران روايت نما .

[ 594 - رشيد ( هارون عباسى ) قبر امام حسين عليه السّلام را خراب و درخت سدر آن را قطع كرد ]

[ 651 ] 98 - يحيى بن مغيره رازى مىگويد : نزد جرير بن عبد الحميد بودم كه مردى از اهل عراق به نزد او آمد پس جرير از اخبار مردم از او پرسيد . پس گفت : رشيد [ هارون عبّاسى ] را در حالى ترك كردم كه قبر حسين عليه السّلام را شخم زده و فرمان داده بود كه درخت سدر كه در آن بود قطع شود و پس آن را قطع نمودند . راوى گويد : پس جرير دستانش را بلند كرد و گفت : خدا بزرگتر [ از آن ] است [ كه به وصف درآيد ] . درباره او روايتى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله به ما رسيده است كه ايشان سه‌بار فرمود : خداوند قطع‌كننده درخت سدر را نفرين كند . پس تاكنون مفهوم آن را نفهميده بوديم . زيرا قصد او از قطع آن درخت تغيير محلّ قتلگاه حسين عليه السّلام است تا مردم بر محل قبر او آگاه نگردند .

[ 595 - متوكل دستور تخريب قبر حضرت امام حسين عليه السّلام را داد ]

[ 652 ] 99 - عمر بن فرج مىگويد : متوكّل مرا براى ويران نمودن قبر حسين عليه السّلام فرستاد پس به آن ناحيه آمده و دستور دادم كه گاوها را بر قبرها عبور دهند [ و آنها را شخم بزنند ] پس آنها بر روى تمامى قبرها حركت كردند ولى به قبر حسين عليه السّلام كه رسيدند از حركت بازايستادند عمويم عمر بن فرج مىگويد : پس عصا به دست گرفته و آن قدر آنها را زدم كه عصا در دست من شكست اما به خدا سوگند از قبر حسين عليه السّلام عبور نكرده و گامى به سوى آن برنداشتند .
الأمالي ( فارسى ) — صفحة 725 | صادق حسن زاده / الشيخ الطوسي