تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 715

مساهمون:

ص٧١٥
پس شب را در آنجا ماندم و او در آن حال بود و سر خود را بلند نكرد و صبحدم از دنيا رفت . محمد بن موسى مىگويد : موسى بن سريع به من گفت : يوحنّا درحالى كه بر دين خود بود قبر حسين عليه السّلام را زيارت مىكرد سپس اسلام آورد و اسلامش بس نكو بود .

[ 593 - شخم زدن قبر امام حسين عليه السّلام به دستور موسى بن عيسى ]

[ 650 ] 97 - احمد بن ميثم بن ابى نعيم مىگويد : اين‌روايت را يحيى بن عبد الحميد حمّانى در منزلش بر من املا كرد و گفت : در ايّام حكمرانى موسى بن عيسى هاشمى در كوفه از منزل خارج شدم پس ابو بكر بن عيّاش مرا مشاهده كرد و به من گفت : اى يحيى با ما به سوى او بيا . پس ندانستم كه چه‌كسى را درنظر دارد و من بيش از اينها ابو بكر را احترام مىكردم كه نخواهم او را همراهى كنم و او سوار بر الاغش بود و حركت نمود و من نيز در ركابش پياده حركت مىكردم پس هنگامى كه به خانه‌هاى معروف به خانه عبد اللّه بن حازم رسيديم رو به من كرد و گفت : اى ابن حمّانى . همانا تو را با خود به اينجا كشانده و وادار كردم كه پشت‌سر من حركت كنى تا آن‌چه را به اين ستمگر مىگويم به تو بشنوانم . پس گفتم : اى ابو بكر . او كيست ؟ گفت : اين بدكار كافر موسى بن عيسى است . پس خاموش شده و به دنبالش رفتم تا به در خانه موسى بن عيسى رسيديم . پس دربان او را ديد و شناخت . و مردم [ در آن زمان ] در ميدان گاهى فرود مىآمدند . پس ابو بكر در آنجا فرود نيامد و در آن روز پيراهن و لنگى بر تن داشت و او لنگ را برگشود . پس سوار بر الاغش داخل شد و به من ندا داد : اى ابن حمّانى به دنبالم بيا . پس دربان مرا بازداشت ولى ابو بكر او را منع نمود و به او گفت : آيا او را باز مىدارى درحالى كه او به همراه من است ؟ پس دربان مرا رها كرد . او هم‌چنان بر الاغش حركت مىكرد تا به ايوان قصر رسيد . پس موسى ما را مشاهده كرد درحالى كه در جلوى ايوان بر تختش نشسته بود و در دو سوى تخت مردان مسلّح قرار داشتند