تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 633

مساهمون:

ص٦٣٣
خواسته‌ام كه هركس پس از من در مزارم خدا را به اين دعا بخواند نااميد نگرداند . و آن اين چنين است : اى ياور من درميان ياوران و اى اميد و مورد اطمينان من و اى پناهگاه و تكيه‌گاه من و اى يگانه يكتا و اى كسى كه [ مىگويد ] بگو خدا يگانه است . خداوندا ، به حق آفريدگانى كه خلق كردى و درميان آفريدگانت بسان آنان قرار ندادى [ مراد اهل بيت است ] از تو مىخواهم كه بر آنان درود فرستى و با من چنين و چنان كنى [ و آنگاه خواستهء خود را بطلبد ] .

[ 507 - حكايت متوكل و هريسة ]

[ 556 ] 3 - سميله كاتب كه در كار نگارش وقايع سامرا بود مىگويد : متوكل عباسى براى نماز جمعه حركت كرد و با او تعدادى از كسانى بودند كه براى خطابه و سخنرانى سزاوار بودند . و درميان آنان مردى از فرزندان عباس بن محمد ملقب به هريسه نيز بود . و متوكل او را خوار بر مىشمرد . پس روزى براى خواندن خطبه [ هاى نماز جمعه ] در حضور آن مرد پيش از آنكه متوكل از منبر فرود آيد به سوى او پيشى گرفته كمربند او را از پشت‌سر كشيد و گفت : اى امير مؤمنان ! هركس خطبه بخواند هم او نماز مىگزارد . پس متوكل گفت : خواستيم كه او را شرمنده كنيم اما او ما را شرمنده كرد . راوى گويد : و او يكى از نابكاران بود . پس روزى به متوكل گفت : هيچ كس بيشتر از آنچه تو براى على بن محمد كار انجام مىدهى براى خود تو كارى نمىكند . پس در خانه كسى نمانده مگر اين‌كه خدمت او را مىكند نه براى كنار زدن پرده ، نه براى گشودن در و نه هيچ كار ديگرى [ به او زحمت نداده ] و او را خسته نمىكنند و اگر مردم از اين امر آگاه شوند مىگويند : اگر متوكل شايستگى او بر امر خلافت را نمىدانست با او چنين رفتار نمىكرد . او را رها كن تا هنگامى كه بر تو وارد مىشود خود پرده را از مقابلش كنار زند و همانند ديگران راه برود . پس كمى به او سختى برسان و دستور ده كه كسى خدمت او را نكند و پرده‌اى از مقابلش كنار زده نشود . متوكل از كسانى بود كه ديده نشد كسى چون او به سخن [ ديگران ] اهتمام ورزد . راوى گويد : پس پيك متوكل به او نگاشت كه على بن محمد داخل خانه شد و هيچ كس به خدمتگزارى او برنخاست و پرده را از مقابلش كنار نزد . بلكه بادى وزيد و پرده را كنار زد و او داخل شد پس متوكل گفت : از خبر خروج امام آگاه شويد [ و ببينيد هنگام بيرون رفتنش چه پيش مىآيد ] پس آن پيك بيان داشت كه بادى مخالف
الأمالي ( فارسى ) — صفحة 633 | صادق حسن زاده / الشيخ الطوسي