تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
آنگاه كه مختار ما را خواند سوار بر اسب‌هاى سياه و سرخ و سفيد كه سم بر زمين مىكوفتند براى ياريش آمديم / پس ندا درداد : اى طلب‌كنندگان خون حسين ! پس اسب‌ها صبحدم براى طلب خون او شروع به دويدن نمودند و باهم مسابقه دادند . و مختار به سوى عبد اللّه بن مطيع كه از سوى ابن زبير حاكم كوفه بود حركت كرد و او و يارانش را شكست‌خورده از كوفه بيرون كرد و خود تا محرّم سال شصت و هفت بر حكومت كوفه باقى ماند . آنگاه قصد كرد كه سپاهيانى را به سوى ابن زياد كه در سرزمين « الجزيره » بود بفرستد . و پس ابو عبد اللّه جدلى و ابا عمره كيسان غلام عرينه را پيشقراولان سپاهش قرار داد و ابراهيم بن اشتر را براى آماده‌سازى سپاه در حركت به سوى ابن زياد - لعنت خدا بر او باد - فرمان داد و او را فرمانده سپاهيان گرداند . پس ابراهيم در روز شنبه هفتم محرم سال شصت و هفت هجرى درميان دو هزار نفر از قبايل ( مذحج و اسد ) و دو هزار نفر از « همدان و تميم » و هزار و پانصد نفر از قبايل مدينه و هزار و پانصد نفر از « كنده و ربيعه » و دو هزار نفر از قبيله « حمراء » خارج شد . و برخى مىگويند : اين اشتر درميان چهار هزار نفر از قبايل مختلف و هشت هزار نفر از « حمراء » حركت كرد و مختار ، ابراهيم بن اشتر را با پاى پياده بدرقه نمود . پس ابراهيم گفت : سوار شو كه خداوند بر تو ببخشايد . مختار گفت : من براى قدم برداشتن همراه تو گمان به پاداش دارم . و دوست دارم كه پاهايم در راه يارى خاندان محمد غبارآلود گردد . آنگاه با او خداحافظى نمود و بازگشت . پس ابن اشتر حركت كرد تا به مدائن رسيد آنگاه به سوى ابن زياد حركت كرد وقتى به مختار خبر رسيد كه ابن اشتر از مدائن حركت كرده است از كوفه خارج شده و آمد تا در مدائن اتراق كرد هنگامى كه ابن اشتر در كنار نهر « خازر » در موصل فرود آمد ، ابن زياد با لشگريان حركت كرده و در چهار فرسخى لشگر ابن اشتر فرود آمد .