[ 308 - كيفيت دادن زكات ]
[ 332 ] 34 - اسحاق بن عمار مىگويد : امام صادق عليه السّلام به من فرمود : اى اسحاق ! هنگامى كه زمان [ پرداخت ] زكات اموالت فرا مىرسد چه مىكنى ؟ عرضه داشتم : فقراء به منزلم مىآيند و من زكات را به آنان مىبخشم . امام عليه السّلام فرمود : اى اسحاق ! مىبينم كه مؤمنان را خوار ساختهاى .
برحذر باش . به درستى كه خداوند و الا مىفرمايد : هركس دوست مرا خوار سازد خود را براى جنگ با من آماده ساخته است .
[ 309 - مؤمن بعد از قبض روحش ]
[ 333 ] 35 - حنان بن سدير از پدرش روايت مىكند كه نزد امام صادق عليه السّلام بودم . پس سخن مؤمن و حقوق واجب او به ميان آمد . پس امام صادق عليه السّلام رو به من كرد و فرمود : اى ابا الفضل . آيا از حال مؤمن نزد خدا با تو سخن نگويم ؟ عرضه داشتم : بله - فدايت گردم - برايم سخن بگوئيد .
امام فرمود : هنگامى كه خداوند روح انسان مؤمن را از بدنش خارج مىسازد دو فرشته [ نويسنده اعمال او ] به بالا رفته و عرضه مىدارند : پروردگارا ! او بنده توست و چه نيكو بندهاى در عطا و پيروى از [ فرامين ] تو شتابان و در حركت به سوى نافرمانى تو كند قدم بود و اينك تو او را به سوى خود بالا آوردهاى پس به ما چه فرمان مىدهى ؟ پس خداوند عظيم و جبار مىگويد : به دنيا فروآئيد و در نزد قبر بنده من بوده و مرا تسبيح گوئيد و ستايش كنيد و به وحدانيّتم گواهى دهيد و بزرگ برشمريد و [ ثواب ] آن را براى بندهام بنويسيد تا او را از قبرش برانگيزم . آنگاه امام به من فرمود : آيا بر تو بيفزايم ؟ عرضه داشتم : بله . امام فرمود :
هنگامى كه خداوند مؤمن را از قبرش برانگيزد جسمى با او از قبر خارج مىشود كه در برابرش حركت مىكند پس هرگاه انسان مؤمن يكى از ترسهاى روز قيامت را مشاهده كرد آن فرد به او مىگويد : نترس و ناراحت مباش و بر تو به شادى و كرامتى از سوى خداوند و الا بشارت باد . راوى گويد : پس آن فرد همچنان انسان مؤمن را به شادى و كرامتى از جانب خدا بشارت مىدهد تا در پيشگاه خداوند بلندمرتبه بايستد و خدا كردار او را به آسانى محاسبه كرده و او را به بهشت فرمان مىدهد درحالى كه آن شخص در مقابلش قرار دارد . پس انسان مؤمن به او مىگويد : خداوند تو را ببخشايد . چه نيكو از قبرم مرا همراهى كردى و پيوسته مرا به سرور و كرامتى از سوى خدا بشارت دادى و آنچنان شد ، تو كيستى ؟