آسيه و مريم دختر عمران به سر مىبرد . پس فاطمه عليها السّلام فرمود : همانا خدا [ منشأ ] آسودگى است و آسايش و امنيت از او و به سوى اوست .
[ 273 - دعاى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ]
[ 295 ] 47 - عبد اللّه عمر بن خطاب مىگويد : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله به گردنهاى رسيد و فرمود : هيچ كس از آن عبور نكند . پس حكم ابن ابى العاص دهانش را براى مسخره كردن پيامبر صلّى اللّه عليه و إله كج كرد و رسول صلّى اللّه عليه و إله فرمود : هركس گوسفندى كه شير در پستانهايش جمع شده است را بخرد حق فسخ دارد . پس حكم دهنش را كج كرد . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله او را ديد و نفرينش كرد . پس دو ماه بيهوش شد و آنگاه به هوش آمد . پس پيامبر صلّى اللّه عليه و إله او را از مدينه بيرون راند و از آنجا تبعيدش نمود .
[ 274 - نماز وليد در كوفه در حالت مستى ]
[ 296 ] 48 - هارون بن سعيد مىگويد : وليد بن عقبه در كوفه با حالت مستى براى ما نماز صبح خواند . پس در ركعت دوم نماز آواز خواند و ركعت ديگرى بر نماز افزود و در پايان نماز خوابيد . پس مردى از بكر بن وائل انگشتر [ فرمانروايى ] اش را از او دزديد . پس علباء سدوسى درباره او چنين سرود :
در نماز سخن گفت : آشكارا و بر آن افزود و نفاق خود را آشكار نمود * و خمر را از مستحبات نماز گزار برشمرد و ندا درداد درحالى كه همه پراكنده مىشدند / [ و گفت ] : بر اينكه مرا ستايش كنيد بر [ ركعات نماز ] شما مىافزايم . پس من و شما هيچ بهرهاى [ از نيكى و خير ] نداريم /