تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣

[ 275 - كلام عمار وقتى توجه به جنگ صفين مىكرد ]

[ 297 ] 49 - حسين بن أسباط عبدى مىگويد : شنيدم كه عمار بن ياسر هنگام حركت به سوى صفين مىگفت : خداوندا . اگر مىدانستم كه در نزد تو پسنديده‌تر است كه خود را از بالاى اين كوه به پائين اندازم خود را پرت مىكردم و اگر مىدانستم خواهان آنى كه براى خود آتشى بيفروزم و خود را درون آن اندازم اين‌چنين مىكردم . و من با اهل شام نمىجنگم جز آنكه از اين نبرد ، رسيدن به رضاى تو را مىطلبم . و اميدوارم كه مرا نااميد نگردانى كه من خواهان [ ديدار ] ذات بزرگوارت هستم . [ عمار در همين جنگ به شهادت رسيد ] .

[ 276 - تمثل شيطان در چهار دفعه ]

[ 298 ] 50 - ثعلبة بن زيد انصارى مىگويد : شنيدم كه جابر بن عبد اللّه انصارى مىگويد : ابليس - كه نفرين خدا بر او باد - در چهار صورت ظاهر گشت : در روز جنگ بدر در چهره سراقة بن جعشم مدلجى ظاهر شد . پس به قريش گفت : امروز هيچ كس بر شما پيروز نخواهد شد و من شما را پناه خواهم داد ولى وقتى دوگروه رودررو شدند از تصميم خود منصرف شد و گفت : من از شما بيزارم [ انفال ( 8 ) : آيهء 48 ] و در روز عقبه در چهره منبّه بن حجاج ظاهر شد پس ندا درداد : همانا محمد و جوانان همراه او در عقبه هستند ، آنان را دريابيد . پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله به انصار گفت : نهراسيد . همانا صدايش به آنان نخواهد رسيد . و در روز گردهماى قريش در دار النّدوة ، در چهره پيرمردى از اهل نجد آشكار شد و درباره [ چگونگى قتل ] آنها ، مشورت داد . پس خداوند اين آيه را فروفرستاد « آنگاه كه كافران بدخيالى مىكردند كه تو را به زندان بيندازند يا بكشند و يا بيرونت كنند آنان مكر ورزيدند و خدا هم مكر ورزيد و خدا بهترين چاره‌انديشان است . » [ انفال ( 8 ) : آيهء 30 ]
الأمالي ( فارسى ) — صفحة 383 | صادق حسن زاده / الشيخ الطوسي