پس خداوند و الا پاداش دهد به آنان ، نيكوترين پاداش بردباران را همانا هنگامى كه قيامت بر پا شود رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله به همراه حسين عليه السّلام رو به محشر مىآورند درحالى كه دست رسول خدا بر سر حسين عليه السّلام است و از آن خون مىچكد پس مىفرمايد : پروردگارا از امتم بپرس كه چرا فرزند مرا به شهادت رساندند ؟ امام صادق عليه السّلام فرمود : هر بىتابى و گريستنى جز بىتابى و گريه بر حسين مكروه و ناخوشايند است .
[ 247 - كيفيت هلاك شدن مردى كه امام حسين عليه السّلام را كشت ]
[ 269 ] 21 - محمد بن سليمان از عمويش روايت مىكند كه مىگفت : هنگامى كه در زمان حجاجتر ترس [ از خونريزى حجاج ] ما را فراگرفت گروهى از ما پنهان از كوفه خارج گشتند و من نيز با آنان خارج شدم و به سوى كربلا حركت كرديم در آنجا جايگاهى كه در آن سكنى گزينيم نداشتيم پس كلبهاى بر ساحل فرات بنا كرديم كه در آن پناه بگيريم . پس هنگامى كه در آن به سر مىبرديم مردى ناآشنا به نزد ما آمد و گفت : امشب من نيز با شما در اين كلبه خواهم بود همانا من از اين راه مىگذرم درخواست او را اجابتكرده و با خود گفتيم ناآشنايى است كه در راه مانده است . هنگامى كه خورشيد غروب كرد و شب همهجا را فراگرفت چراغ روشن كرديم . و ما چراغ را با نفت روشن مىنموديم . آنگاه نشسته و ياد حسين بن على عليه السّلام و مصيبت او و شهادتش و كسانى كه او را دوست مىداشتند يادآورى مىنموديم پس گفتيم :
هيچيك از كسانى كه حسين عليه السّلام را كشتهاند زنده نمانده است جز آنكه خداوند او را به آفتى در بدنش دچار نموده است . پس آن مرد گفت : من نيز از كسانى بودم كه حسين را به قتل رساندند . به خدا سوگند هيچ بدى به من نرسيده است و همانا شما گروهى هستيد كه دروغ مىگوييد . پس او را [ از سخن بازداشتيم ] ، [ در اين هنگام ] نور [ چراغ ] نفتى كاهش يافت . آن مرد برخاست تا فتيله را با انگشتش درست كند كه آتش كف دست او را گرفت پس از خانه خارج شد و فريادى برآورد تا خود را در فرات انداخت و در آب فرورفت پس به خدا سوگند او را ديديم كه سرش را در آب فرو مىكند درحالى كه آتش به روى آب ايستاده است پس هنگامى كه سرش را از آب خارج مىنمود آتش به آن سرايت مىكرد پس سرش را در آب فرو مىبرد . آنگاه سرش را از آب خارج مىنمود . پس آتش به سوى سرش باز مىگشت و پيوسته اينچنين كرد تا هلاك شد .