[ 245 - وصيت امام حسن عليه السّلام به امام حسين عليه السّلام در هنگام مريضى آن حضرت ]
[ 267 ] 19 - ابن عباس مىگويد : حسين بن على عليه السّلام بر برادرش حسن بن على عليه السّلام در بيمارىاى كه به شهادتش انجاميد وارد شد . پس به او عرضه داشت : برادرم . [ حال ] خود را چگونه مىيابى ؟ امام حسن عليه السّلام فرمود : خود را در اولين روز از روزهاى حيات اخروى و آخرين روز از روزهاى زندگى دنيوى مىيابم و مىدانم كه از مدت معين شدهام در نمىگذرم و بر پدر و جدم وارد مىشوم با اينكه دورى تو و برادرانت و دوستان را ناخوش مىدارم و از اين سخنم از خدا طلب بخشش مىكنم [ و به سوى او باز مىگردم . بلكه به ديدار فرستاد ] خدا صلّى اللّه عليه و إله و امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السّلام و فاطمه عليها السّلام و حمزه و جعفر عليهما السّلام شوق و علاقه دارم ( و از سوى خداوند جانشينى است بر هر هلاك شوندهاى و ماتمى بر هر مصيبتى و جبرانى بر هر از دست رفتهاى است ) [ اين سخنى است كه در هر هنگام تسليت و تعزيت به صاحب عزا گفته مىشود ] اى برادرم اندكى قبل جگرم را در طشت مشاهده كردم و دانستم كه چهكسى بر من چنين مصيبت و سختى را روا داشته است و از كجا اينچنين گشتم . پس اى برادرم تو با او [ كه با من چنين كرده است ] چه مىكنى ؟ امام حسين عليه السّلام فرمود : به خدا سوگند او را مىكشم . امام حسن عليه السّلام فرمود : پس هرگز تو را به او آگاه نمىدارم تا با رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله ملاقات كنيم و اما بنويس : « اين كلماتى است كه حسن بن على به برادرش حسين بن على وصيّت مىكند ، وصيت مىكنم كه حسن بن على گواهى مىدهد هيچ معبودى جز خدا نيست و او يگانهاى است كه همتايى ندارد و او خداوند را آنگونه كه سزاست مىپرستد خدايى كه همتايى در فرمانروايش ندارد و هيچ يارى كنندهاى از خوارى ندارد [ چون خوار نمىگردد ]