تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
به درستى كه ديدم رسول خدا بر روى ران خود مىزد و مىفرمود : دوستدار تو دوستدار من و دوستدار من دوستدار خداوند است و دشمن تو دشمن من و دشمن من دشمن خداوند است .

[ 195 - سه خصلت سلمان محمدى ]

[ 214 ] 27 - منصور بزرج مىگويد : به امام صادق عليه السّلام عرضه داشتم : آقاى من چه بسيار از شما ياد سلمان فارسى را مىشنوم . امام فرمود : نگو سلمان فارسى بلكه بگو سلمان محمدى . آيا مىدانى چرا بسيار او را ياد مىكنم ؟ عرضه داشتم : نه ، امام فرمود : به خاطر سه ويژگى . اول اينكه خواست امير مؤمنان عليه السّلام را بر خواست خود مقدم مىداشت . دوم : بيچارگان را دوست مىداشت و آنان را بر ثروتمندان و توانگران برمىگزيد . و سوم اينكه دانش و دانشمندان را دوست مىداشت . همانا سلمان بنده‌اى بود نيكوكار ، موحّد و مسلمان و هرگز از شرك‌ورزان نبود .

[ 196 - على از من و من از او هستم ]

[ 215 ] 28 - زرّ بن جبيش مىگويد : گروهى از قريش در مسجد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بودند پس على بن ابى طالب عليه السّلام را ياد كردند و از او بدگويى نمودند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله در خانه يكى از همسرانش در خواب قيلوله به سر مىبردند . پس سخن قريش به پيامبر رسيد پس با لنگى كه جز آن چيز ديگرى بر تن نداشت به سرعت از جا برخاست . و به سوى آنان رفت . قريش خشمناكى را در چهره پيامبر مشاهده كرد پس گفتند از خشمناكى خداوند و پيامبرش به خدا پناه مىبريم .